مشاوره روانشناسی یکی از بهترین ابزارها برای شناخت ویژگی های شخصیتی و کسب آگاهی نسبت به اختلالات رفتاری و زمینههای آن است. جلسات مشاوره فردی و روانشناسی شخصیت به افراد این امکان را می دهد که ارزیابی دقیق تری نسبت به خود و ابعاد زندگی و شخصیت خود داشته باشند. مرکز مشاوره یارا به عنوان یک مرکز مشاوره روانشناسی اسلامی سعی دارد در زمینه های مختلف از جمله مشاوره فردی با رویکرد دینی و اسلامی به شهروندان خدمات مشاوره ارائه نماید. در این یادداشت سعی داریم توضیحاتی را درباره طرحواره های شخصیتی ارائه کنیم
طرحواره های شرطی در مقابل طرحواره های غیرشرطی
به طور کلی، طرحواره هایی که دراوایل سیر تحول انسان شکل می گیرند واغلب درمحور ساختار شناختی قرار دارند ،باورهایی غیر شرطی درباره ی خود ودیگران هستند. طرحواره هایی که بعداًدرسیر تحول شکل می گیرند، شرطی اند (یانگ ،گلوسکو، ویشار ،2003) طرحواره های غیر شرطی ، هیچ گونه راه گریزی برای بیمار باقی نمی گذارند. یعنی مهم نیست که فرد چه کاری انجام می دهد، زیرا درهر صورت نتیجه یکی است: فرد بی کفایت ،نالایق ،دوست نداشتنی ،بدبخت ودرمعرض خطر وبدخواهد بود وهیچ چیزی نمی تواند آن را تغییر بدهد.طرحواره ،تمام اتفاقات دوران کودکی را بدون هیچ گونه انتخابی از سوی کودک ،درخود خلاصه می کند ؛دقیقا به همین سادگی .اما طرحواه های شرطی ،روزنه ی امیدی برای فرد فراهم می کنند .به طوری که فرد احساس می کند توانایی تغییر نتیجه را دارد . او می تواند اطاعت کند ، به دنبال تایید دیگران باشد ، ایثار گری کند ،هیجان ها بازداری نماید وبا انجام این کارها ،شاید حتی الامکان بتواند به طور موقت از وقوع نتایج منفی جلو گیری کند.
طرحواره های شرطی معمولاًوقتی شکل می گیرند که فرد می خواهد از شر طرحواره های غیر شرطی رها شود .دراین قبیل موارد ،طرحواره های شرطی ،«ثانویه» هستند.جایگاه طرحواره های شرطی درساختار شناختی ،همیشه بعد از طرحواره های مرکزی (طرحواره های غیر شرطی )است .فرد تنها برای مدت کوتاهی می تواند خودرا پشت طرحواره های شرطی پنهان کند،ولی بالاخره مجبور می شود با واقعیت طرحواره های مرکزی روبه رو شود(یانگ ،گلوسکو ، ویشار،2003).
حوزه هاي طرحواره و طرحواره هاي ناسازگار اولیه
هجده طرحواره داریم، به این علت که مانع از برآورده شدن پنج نیاز اصلی و واکنش صحیح خواهند شد به آنها ناسازگار گفته میشود. این طرحوارهها بر طبق پنج نیاز هیجانی ارضا نشده، به پنج حوزه تقسیم میشوند:
حوزه اول: بریدگی و طرد
این بیماران نمیتوانند دلبستگیهای ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. معتقدند نیاز آنها به عشق، ثبات و امنیت بر آورده نخواهد شد.”خانوادههای اصلی آنها معمولاً بیثبات، سرد و بی عاطفه، طرد کننده یا منزوی هستند“ (فرجزاد، ١٣٩۸).
شامل طرحوارههای:
١- رهاشدگی/ بی ثباتی
٢- بی اعتمادی/ بدرفتاری
٣- محرومیت هیجانی
٤- نقص/ شرم
٥- انزوای اجتماعی/ بیگانگی، می شود.
حوزه دوم : خودگردانی و عملکرد مختل
خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده، و عملکرد مستقل. بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار میگیرد از خودشان و محیط اطرافشان، انتظاراتی دارند که مانع عملکرد آنها میشود. والدین این بیماران به شدت از آنها حمایت میکنند و این بیماران نمیتوانند زندگیشان را بدون کمک بی شائبه دیگران اداره کنند.
این حوزه شامل طرحواره های:
١- دلبستگی / بی کفایتی
٢- آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری
٣- خود تحول نیافته / گرفتار
٤- شکست
حوزه سوم : محدودیتهاي مختل
این بیماران ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران، همکاری کردن و متعهد بودن مشکل داشته باشند. چنین بیمارانی اغلب خودخواه، لوس، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر میرسند.معمولاً در خانوادههایی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند. در کودکی ملاحظه دیگران را نمیکرده اند. در نتیجه در بزرگسالی، توانایی مهار تکانههای خود را ندارند و نمیتوانند ارضاء نیازهای آنی را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تاخیر بیندازند (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
این حوزه شامل طرحواره های:
۱- استحقاق/ بزرگ منشی
٢- خویشتن داری و خود انضباطی ناکامی
حوزه چهارم : دیگر جهتمندي
این بیماران به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند. در اکثر این خانواده ها، والدین به جای توجه و اهمیت قائل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودك، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم میدانند (یانگ، ١٩٩٩؛ ترجمه حمیدپور، ١٣٨٤).
طرحوارههای این حوزه شامل:
١- اطاعت
٢- ایثار
٣- پذیرش جویی/ جلب توجه
حوزه پنجم : گوش به زنگی بیش از حد و باز داري
دوران کودکی این بیماران پر از خشونت، واپسزدگی و سختگیری بوده است. این بیماران در کودکی به تفریح و شادی تشویق نشدهاند و در عوض یاد گرفتهاند زندگی را طاقت فرسا در نظربگیرند. معمولاً در احساس بدبینی، ترس و نگرانی به سر میبرند (دهقانی و همکاران، ١٣٩٣).
این حوزه شامل طرحواره های:
١- منفی گرایی، بدبینی
٢- بازداری هیجانی
٣ -معیارهای سرسختانه / عیبجویی افراطی
٤- تنبیه گرایی
طرحوارههایی که در اوایل سیر تحول انسان شکل میگیرند و اغلب در محور ساخت شناختی قرار دارند، غیر شرطیاند. طرحوارههایی که بعداً در سیر تحول شکل میگیرند شرطیاند. طرحوارههای شرطی در پاسخ به طرحوارههای غیر شرطی به وجود میآیند. مثلاً طرحواره معیارهای سرسختانه در پاسخ به طرحواره نقص، طرحواره اطاعت در پاسخ به طرحواره رهاشدگی و طرحواره ایثار در پاسخ به طرحواره نقص بوجود میآیند. ارضای توقعات طرحواره شرطی همیشه امکان پذیر نیست و دیر یا زود فرد با طرحواره اصلیاش مواجه میشود (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
با توجه به اینکه فرد چه تجاربی داشته و نیازهایش چگونه برآورده شده و خلق و خوی فرد چیست ۵ حوزه مشخص شده که هر حوزه طرحوارههایی را در بر میگیرد. تا کنون جمعاً ١٨ طرحواره ناسازگار اولیه تشخیص داده شده که در ادامه به برخی از آنها میپردازم (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
تعریف سبک مقابله ای
سبک مقابله ای مجموعه رفتارهای است که افراد برای کنلر آمدن با مشکلات درونی و بیرونی از آن ها استفاده می کییند .مشکل درونی همان طرحواره هاست مشکل بیرونی عوامل که طرح واره ها رو فعال می کنند .
-سبک مقابلهای طرحوارهها عبارتند از (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤): ١- تسلیم ٢- اجتناب و ٣- جبران افراطی
همه موجودات در مقابل تهدید سه واکنش نشان میدهند.جنگ، گریز، میخکوب که با سه سبک مقابلهای جبران افراطی، اجتناب و تسلیم هم خوانی دارد.
تسلیم: وقتی بیمار تسلیم طرحواره میشود سعی نمیکند با آن بجنگد یا از آن اجتناب کند بلکه میپذیردکه طرحواره درست است. وقتی با برانگیزانندههای طرحواره روبه رو میشود پاسخهای هیجانی نامناسب نشان میدهد. افرادی را برای شریک زندگی انتخاب میکنند که به احتمال زیاد با آنها مانند والدین خشمگین برخورد میکنند.
اجتناب: وقتی سبک مقابلهای اجتناب را به کار میبرند سعی میکنند طرحواره هیچ وقت فعال نشود. از فکر کردن به آن اجتناب میکنند آنها ممکن است به طور افراطی مشروب بنوشند، دارو مصرف کنند، پرخوری کنند، هیجان طلب و معتاد به کار شوند و در ارتباط با دیگران کاملا طبیعی به نظر برسند (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
جبران افراطی: سعی میکنند تا حد ممکن با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل گیری طرحواره متفاوت باشند مثلا اگر در درون کودکی احساس بی ارزشی میکردهاند در بزرگسالی تلاش میکنند فردی بی عیب و نقص جلوه کنند. جبران افراطی را میتوان به عنوان تلاش سالمی علیه طرحواره در نظر گرفت که متاسفانه به جای بهبود به تداوم منجر میشود (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
طرحوارههاي حوزه بریدگی و طرد
این طرحوارهها در خانوادههایی شکل میگیرد که بیعاطفه، سرد، منزوی، تندخو، غیر قابل پیشبینی یا بدرفتار هستند. بیمارانی که طرحوارههایی در این حوزه دارند نمیتوانند دلبستگیهای ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آنها به ثبات، امنیت، محبت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد(یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
طرحواره رها شدگی/بی ثباتی
بی ثباتی یا بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان، به طوری که فرد احساس میکند افراد مهم زندگیاش نمیتوانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهند زیرا این افراد از لحاظ هیجانی، بی ثبات، غیر قابل پیش بینی(برای مثال ناگهان عصبانی میشوند) اعتماد ناپذیر و نامنظم اند. چنین فردی معتقد است هر لحظه ممکن است که افراد مهم زندگیاش او را ترك کنند و یا به دیگری علاقهمند شوند (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
سبکهای مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: انتخاب همسر و دوستان از میان کسانی که در دسترس نیستند و رفتارشان قابل پیش بینی نیست. انتخاب همسر و دوستی که متعهد نیست و نمیتواند رابطه پایداری برقرار کند.
اجتناب: دوری از روابط صمیمانه همراه با ترس از رها شدن. زیاده روی در نوشیدن مشروب به هنگام تنهایی.
جبران افراطی: حفظ رابطه با همسر و افراد مهم زندگی با رفتارهایی نظیر وابستگی زیاد، سلطهگری یا کنترل کردن. رفتارهای سماجتی و حاکی از وابستگی شدید و دلگیر کردن همسر تا حدی که از او دور شود؛ حملات آتشین به همسر به خاطر جداییهای کوتاه مدت.
طرحواره محرومیت هیجانی
این افراد انتظار ندارند که تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود.سبکهای مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: انتخاب همسری که محرومیت هیجانی دارد و بیان نکردن خواستههایش. انتخاب همسری که سرد و بی عاطفه است. ارتباط سرد با افراد مهم زندگی؛ عدم تشویق دیگران به خاطر ابراز محبت.
اجتناب: اجتناب از روابط صمیمانه با دیگران.
جبران افراطی: برآورده ساختن نیازها و انتظارات هیجانی همسر و دوستان صمیمی. توقع غیر واقع بینانه که دیگران باید تمام نیازهای او را بر آورده کنند.
طرحواره نقص/شرم
فرد احساس میکند که در مهمترین جنبههای شخصیتیاش انسانی نامطلوب، بد، حقیر و بی ارزش است یا اینکه در نظر افراد مهم زندگیاش فردی منفور و نامطلوب به حساب میآید. این طرحواره حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد، طرد، سرزنش، کمرویی، مقایسههای نابجا، احساس ناامنی در حضور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیبها و نقصهای درونی را دربر میگیرد و همینطور طرحواره های بی اعتمادی/بدرفتاری و انزوای اجتماعی هم در این حوزه گنجانده می شوند.بی اعتمادی این انتظار است که دیگران به فرد ضربه بزنند، بدرفتاری کنند، فرد را تحقیر کنند، دروغ بگویند، دغل کار و سود جو باشند وانزوای اجتماعی شامل این است که فرد متفاوت از دیگران بوده و از هرگونه گروه اجتماعی جدا افتاده است(یانگ، ١٩٩٩؛ ترجمه حمیدپور، ١٣٨٦).
سبکهای مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: انتخاب دوستان انتقادگر و طردکننده، تحقیر خود و قرار دادن خود در موقعیتهای زیر دست و فرمانبر.
اجتناب: اجتناب از بیان احساسات و افکار واقعی و اجازه ندادن به دیگران برای نزدیک شدن به او. جبران افراطی: انتقاد و طرد دیگران به گونهای که به نظر میرسد خودش هیچگونه عیب و ایرادی ندارد. رفتار انتقادگرایانه یا برتری طلبانه نسبت به دیگران، تلاش برای بی نقص جلوه دادن خود.
طرحوارههاي حوزه خودگردانی و عملکرد مختل
این طرحوارهها در خانوادههایی شکل میگیرد که اعتماد به نفس کودك را کاهش میدهند، گرفتارند و بیش از حد از کودك محافظت میکنند و یا اینکه نتوانستهاند کودك را به کارهای بیرون از خانه تشویق کنند (فرجزاد، ۱۳۹۸).
طرحواره وابستگی/ بی کفایتی
فرد معتقد است که نمیتواند مسئولیتهای روزمره (مثل مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت درست و تصمیمگیری صحیح و..) را بدون کمک قابل ملاحظه دیگران در حد قابل قبولی انجام دهد. این حالت اغلب به صورت درماندگی ظاهر میشود. مشاهده بی غرض رفتارها مشخص میکند که درصد بالایی از افراد (به ویژه دختران و زنان) این طرحواره را دارند.
خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل (متناسب با سن و سال فرد). افراد با طرحواره وابستگی از خودشان و محیط اطراف انتظاراتی دارند که در توانایی آنها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد میکند. افراط و تفریط در حوزه حمایت از کودك منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی میشود.
افراد با طرحواره وابستگی احساس میکنند که توانایی کسب درآمد، حل مشکلات، به عهده گرفتن وظایف جدید، و تصمیم گیری درست را ندارند. این طرحواره اغلب خود را به صورت منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان میدهد. سبکهای مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: کمک خواهی افراطی، چک کردن تصمیمها با دیگران، انتخاب همسری بیش از حد حمایت کننده که هر کاری برای او انجام میدهد. درخواست از افراد مهم زندگی تا تصمیمهای مالی او را بر عهده بگیرند.
اجتناب: اهمال کاری در تصمیم گیریها، اجتناب از مسئولیتهای معمول دوران بزرگسالی و ناتوانی در رسیدن به استقلال عمل. اجتناب از درگیر شدن با چالشهای جدید زندگی مانند یادگیری رانندگی.
جبران افراطی: تاکید افراطی بر خود اتکایی حتی زمانی که کمک خواستن از دیگران امری طبیعی است. مستقل نمایی(فرجزاد، ۱۳۹۸).
طرحواره خود تحول نیافته گرفتار
ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین)، به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی. فرد ممکن است احساس کند که وجودش در دیگری ادغام شده و هویت جداگانهای ندارد. این طرحواره اغلب خود را به صورت احساس پوچی و سردرگمی، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک و تردید در موجودیت و ساختار وجودی فرد بروز میدهد.طرحواره ی شکست هم در این حوزه قرار می گیرد و شامل باور فرد به این است که او محکوم به شکست است یا تقدیرش چنین است که شکست بخورد(یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
سبکهای مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: هر چیزی را با مادر خود درمیان گذاشتن، حتی در سنین بزگسالی، زندگی کردن با والدین. تقلید از رفتارهای افراد مهم زندگی، حفظ و تداوم رابطه نزدیک با فردی که اجازه نمیدهد بیمار هویت جداگانهای متناسب با نیازهای خاص خودش داشته باشد.
اجتناب: اجتناب از روابط صمیمی. اجتناب از رابطه با کسانی که بر فردیت و مستقل شدن تأکید میکنند(یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
جبران افراطی: تلاش در جهت اینکه به هر نحو ممکن به افراد مهم زندگی ثابت کند که مستقل است. انجام رفتارهایی که نشانگر خودگردانی (استقلال) افراطی است.