طرحواره ها یکی از واقعیت های وجودی شخصیت ما افراد هستند و ما لازم است که به کمک روانشناس و مشاور فردی آنها را بشناسیم. شناخت انواع طرحواره ها به ما کمک می کند تا با تشخیص هر چه دقیقتر زوایای شخصیتی خود به تنظیم رفتارهای فردی و اجتماعی با کمک مشاوره فردی و طرحواره درمانی بپردازیم. مرکز مشاوره روانشناسی یارا به عنوان یک مرکز مشاوره اسلامی در حوزه روانشناسی فردی به شما کمک می کند تا این فرآیند را زیر نظر کارشناسان متخصص و مشاوران حوزه روانشناسی طی کنید. در این یادداشت نکات مهمی را درباره طرحواره درمانی خواهیم گفت.
تحول روی آوردن درمانگری متمرکز بر طرحواره ها
طرحواره درمانی که توسط یانگ وهمکارانش بوجود آمده، درمانی نوین و یکپارچهاست و عمدتاً براساس روشهای درمان شناختی -رفتاری کلاسیک بنا شدهاست و تأکیدش بیشتر بر ریشههای تحولی مشکلات روانشناختی در دوران کودکی و نوجوانی، استفاده از تکنیکهای بر انگیزنده و ارائه مفهوم سبکهای مقابلهای است. طرحواره درمانی، درمانی است ابتکاری و تلفیقی که یانگ در این درمان کوشیده است تا با به کارگیری مبانی و راهبردهای روشهای درمان شناختی – رفتاری و مولفههایی از سایر نظریهها مثل دلبستگی، روابط شیء ای، ساختار گرایی و روان تحلیلگری و تلفیق یکپارچه و منسجم آنها با یکدیگ یک مدل درمانی جدید را برای درمان اختلالات دیرپایی مثل اختلالات شخصیت و اختلالات مزمن محور یک ارائه دهد (دهقانی و همکاران، ١٣٩۳).
طرحوارهدرمانی تلفیقی از مبانی مکاتب شناختی-رفتاری، دلبستگی گشتاکت، روابط شیئی، سازنده گرایی و روان کاری است (یانگ، ١٩٩٩) .
این شیوهی درمان، سیستم جدیدی از روان درمانی را تدارك میبیند که مخصوصاً برای بیماران مبتلا به اختلالات مزمن و مقاوم که تاکنون یک مسئله بغرنج در درمان به شمار میآمدند، مناسب است .
طرحوارهدرمانی برای درمان بیماران مزمن و مقاوم به درمان و بیمارانی که اختلالات شخصیت دارند یا کسانی که مشکلات منششناختی مزمن دارند و نمیتوانند به خوبی از رفتار درمانی شناختی کلاسیک کمکی دریافت کنند تدوین شدهاست.
یانگ متوجه شد که برخی از افراد با درمان شناختی رفتار درمان نمشوند بهتر از طرحواره درمانی مدد گرفت به چند دلیل :
از مفروضه های آن انسان یک موجود شناختی است وانتخاب گر منطقی و آزاد تصمیم میگیرد که این همیشه میسر نیست. برخی به افکار واحساسان آگاه نیستن.
-برخی از افراد حتی اکر آگاهانه وارد جلسه درمان شوند از دستورها پیکروی نمکنن
– در این رویکرد بیماران مشکلات آماج مشخصی دارن در صورتیکه همه بیماران رفتار آماج مشخصی ندارن
طرحواره درمانی با توجه به مشکل بیمار میتواند کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت باشد« (یانگ، ١٩٩٩). طرحوارههای ناسازگار اولیه : طرحوارهدرمانی درونمایههای روانشناختی را که شاخصه بیماران مبتلا به مشکلات منش شناختی هستند را مد نظر قرار میدهد. این درونمایهها را طرحوارههای ناسازگار اولیه مینامیم (یانگ ، ١٩٩٩).
شناخت ذهنیتهای طرحواره ای
وقتی یک طرحواره فعال میشود و فرد ازیک سبک مقابله ای استفاده می کند در حالتی قرار می گیرد که به آن ذهنیت می گوییند.پس فرمول ذهنیت طرحوارهی عبارت است از فعال شدن طرحواره و استفاده از سبک مقابله ای (جنگ، فرار یا تسلیم ) است. هر ذهنیتی نشان دهنده چند طرحواره و استفاده ازیک سبک مقابله ای است.
حالتهای هیجانی و پاسخهای مقابلهای لحظه به لحظهای که همه ما تجربه میکنیم و در موقعیتهایی برانگیخته میشوند که حساسیت زیادی به آنها داریم و مدت کوتاهی بر ذهن غلبه دارند، در صورتی فعال میشوند که منجر به بر انگیختگی هیجانهای آشفتهساز، پاسخهای اجتنابی یا رفتارهای حوزه آسیبرسانی شوند طوری که کنترل فرد را در دست میگیرند و او را زیر سلطه میبرند(دهقانی و همکاران، ١٣٩۳).
ده ذهنیت طرحوارهای داریم که به چهار طبقه یا دسته تقسیم می شوند:
١) ذهنیتهای کودکانه:
ذهنیت کودك آسیب پذیر :این ذهنیت تجارب تلخ و ناگوار کودك بدرفتار است. ذهنیت کودك عصبانی: رفتارهای خشمگینانه را بدون توجه به پیامدهای آن ابراز میکند.
ذهنیت کودك تکانشگر : هر وقت دلش بخواهد هیجانات و امیالش را بدون توجه به پیامدهای احتمالیش ابراز میکنند.
ذهنیت کودك شاد : نیازهای هیجانی اش در حال حاضر بر آورده شده اند« (محمدحسنی و بختیارپور، ١٣٩٣).
٢) ذهنیت مقابلهای ناکارآمد:
ذهنیت تسلیم شده مطیع: در مقابل طرحواره تسلیم میشود و نا امید و منفعل میشود. ذهنیت محافظ بی تفاوت : در مقابل طرحواره اجتناب می کند. با اجتناب از مردم، سوء مصرف مواد از رنج طرحواره فاصله میگیرند. ذهنیت جبران کننده افراطی:از طریق بدرفتاری با دیگران با طرح و اراده هایش میجنگد (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
٣) ذهنیت والد نا کار آمد:
والد تنبیهگر : والدی که کودك را به خاطر بد بودن تنبیه میکند.
والد پرتوقع : برای برآوردن آرزوهای بلند پروازانه کودك را تحت فشار قرار میدهند.
٤) دهمین ذهنیت و چهارمین طبقه، بزرگسال سالم است که از طریق آموزش برای اصلاح و بهبود سایر ذهنیتها، توانمند می شود (یانگ، ١٩٩٠؛ ترجمه صاحبی و حمیدپور، ١٣٨٤).
سنجش و تغییر طرحواره
مرحله سنجش و آموزش در مرحلهی اول، درمانگر به بیماران کمک میکند تا طرحوارههای خود را بشناسد و به ریشههای تحولی آنها در دوران کودکی و نوجوانی پیببرند. سنجش یک فرآیند چند بعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامههای طرحواره و تمرینهای تصویرسازی ذهنی است.
فرآیند دقیق سنجش و آموزش ارزیابی اولیه : هدف شناخت مشکلات فعلی بیمار، مشخص کردن اهداف و سنجش تناسب بیمار برای طرح وارهاست.
تمرکز بر تاریخچهی زندگی : درمانگر تلاش میکند که بفهمد مشکل فعلی بیمار موقعیتی و مربوط به زمان حال است یا اینکه به سبک زندگی بیمار بر میگردد و ریشه در گذشته او دارد. از پرسشنامههای طرحواره نیز استفاده میکنند از طریق تصویرسازی ذهنی که اغلب این کار مفیدترین شیوه برای شناخت طرحوارهها میباشد یکی از موانع شایع این کار اجتناب طرحوارهاست. مثلاً برخی بیماران به محض تجسم دوران کودکی آشفته میشوند که یکی از راهکارهای مفید این است که از بیمار بخواهیم به زمان حال برگردد و سپس در اوایل بزرگسالی، نوجوانی و در آخر کودکی را تجسم کند. روش دیگر، گفتگو با جنبه اجتماعی بیمار است و این جایی است که طرحواره اصلی بیمار در آن قرار دارد یعنی ذهنیت کودك آسیب پذیر.
الگو شکنی
درمانگر بسته به نیازهای بیمار، راهبردهای شناختی، تجربی، رفتاری و بینفردی را در هر جلسه، به گونهای انعطاف پذیر به کار میگیرد (یانگ، ١٩٩٩؛ ترجمه حمیدپور، ١٣٨٤).
برخی از زویداد های کودکی منجر به تشکیل سیناپس اطلاعاتی میشوند که محل ذخیره سازی آن در آمیکدال ( حافظه هیجانی )میباشد که ناهشیار است وسیستمی برای بقا انسانها لازم است تشکیل این سیناپس منجر به این خواهد که فرد در هنگام بزرگسالی مقاابل محرکی یادآور آن خاطره قرار میگیردآمیگدال حالت بازداری را با ترشح کورتیزول واکنش غیر ارادی مشابه با زمان تشکیل سیناپس اطلاعاتی خواهد داد .
طرحواره ناسازکارانه در افکار احساسات خاطراتی که در کودکی و نوجوای شگل گرفتن ریشه دارند . در مسیر درمان فردمنجر به شناخت طرحواره ودر واقع ریشه طرحواره شناسایی شود تقریبا شناسایی ریشه نصف درمان شگل گرفته است .
هنگامیکه سیناپس اطلاعاتی مشکل نادر شناسایی شد فرددر ابتدا برای تغییر ترس داردمدتی زمان نیاز هست تا بر ترس چیره شود وقتی رفتار تغییر کرد پی به پوچ بودن این سیناپس اطلاعاتی می برد. جهت احیا این سیناپس اطلاعاتی در جلسلت درمان که هدف غنی کردن قسمت کورتکس که برای ساختارهای منطقی برای حل و باز پردازش اطلاعات قبلی است به مراجع رفتار جدید اموزش داد میشود و یک آزمایش رفتاری طراحی میشود هنگامیکه این رفتار تکرار شد وارد کورتکس شده در آگاهی قرار میگیرد. به مرور که رفتار تکرار شد وارد ناخداگاه در قسمت ممخچه خواهد شد در این قسمت مراجع چون وارد آگاهی شده نزدیک قطع درمان خواهد شد .
نقشه بهبود طرحواره
– شناخت طرحواره ها توسط پرسشنامه وبررسی خاطرات هیجانات و تجارب فرد ومصاحبه با درمانگر
– کشف ریشه های تحولی طرحواره ها در دوران کودکی و نوجوانی ویافتن ارتباط بین مشکلات فعلی با تجارب دوران کودکی
– شناخت سبکهای مقابله ای نا کار آمد
– شناخت ذهنیت های طرحواره ای
– شناخت عملکرد و سازکار طرحواره ها و باز آفرینی مجدد انها در سطح هیجانی برای اینکه طرحواره ها را واقع بینانه تر و بالغانه تر ببیند و انهارا به سطح خود آگاهی دربیاوردتاکنترل یا متوقف شود
– استفاده ازتکنیکهای شناختی وتجربی ورفتاری متعدد و انعطاف پذیر که توسط درمانگر و بر اساس شرایط در اتیاط درمانی یا بیمار انتخاب می شود.