مشاوره تربیت فرزند و به ویژه مشاوره کودک و نوجوان از جمله عرصههای مشاوره خانواده است که متقاضیان زیادی دارد و والدین همواره یکی از نگرانی های خود را در زمینه تربیت فرزند و نحوه برقراری ارتباط موثر و سازنده با کودک و نوجوان می بینند. هم در مشاوره تربیتی مذهبی و هم در مشاوره روانشناسی کودک و روانشناسی نوجوان یک سری مولفه های ارتباطی میان والدین و فرزندان وجود دارد که بایستی والدین در این زمینه به حرف مشاور گوش دهند. ما در این یادداشت سعی داریم برخی از این مولفه های برای داشتن یک رابطه مطلوب و سازنده با کودک و نوجوان را ارائه دهیم. رابطه صحیح و متعادل و سازنده والدین با فرزندان دارای مولفه ها و ویژگی هایی است که ما در ادامه به بخشی از آنها اشاره می کنیم.
1- هم آهنگی در قول و عمل
یکی از شاخص های اساسی برای سنجش تحقق یک ارزش در رفتار انسان بروز و ظهور آن در رفتار و گفتار است. تناقض در گفتار و رفتار پدر و مادر سبب بی اعتمادی فرزند نسبت به آموزش های والدین می شود و آموزش ها را جدی نمی گیرد. فرزند وقتی می بیند می توان حساب گفتار را از کردار جدا کرد؛ یعنی در حرف و سخن به گونه ای و در رفتار و کردار به گونه ای دیگر بود، درس چند شخصیتی بودن را که چیزی جز بی شخصیتی و سردرگمی شخصیت نیست فرا می گیرد.
2- انتظارهای مقعول از فرزندان
انتظارها قوی ترین نیروها را در رابطه انسانی پدید می آورد. انتظارها با کلمات و اشارات بیان می شوند. فرزندان انتظارهای بزرگسالان را به خود می گیرند. یعنی آنها را درخود ضبط می کنند. برای نمونه هنگامی که باور داریم که فرزند نمی تواند در انجام عملی موفق باشد این باور را به گونه ای به او منتقل می کنیم. به این ترتیب او نیز در توانایی های خود برای انجام آن دچار تردید می شود و آن گونه که ما انتظار داریم عمل می کند. در نتیجه در آن کار موفق نمی شود. انتظارها و توقعات باید متناسب با رشد جسمی، روانی، عقلی، روحی و ذهنی فرزندان باشد. کسانی که بدون توجه به رشد و توانایی فرزندان اموری را که متناسب با استعدادشان نیست از آنها توقع دارند لطمه فراوانی به شخصیت آنان وارد می کنند. نباید زودتر از موعد از او انتظار رفتار منطقی داشت و یا درباره همه کارها با او منطقی و خشک سخن راند، بلکه باید موقعیت او را درک و متناسب با آن با او رفتار کرد تا در خانه احساس امنیت و آرامش کند و پدر و مادر را نزدیکترین افراد به خود و صمیمی ترین اشخاص با خود بداند.
3- گذراندن زمانی با فرزندان
در زندگی پرمشغله مدرن به طور معمول این جنبه مهم یعنی ایجاد روابط خانوادگی مثبت نادیده گرفته می شود. باید گفت مدت در کنار هم بودن از نظرکیفی مهم است نه کمی. یک ساعت رابطه مثبت از چندین ساعت در خانه بودن و هیچگونه رابطه و گفتگوی صمیمانه نداشتن بهتر است. در حقیقت این کار آن گونه که به نظر می رسد وقت گیر نیست. والدین باید روزانه ساعاتی از وقت را با هر یک از فرزندان خود بگذارنند. در خانواده هایی که پدر و مادر هر دو حضور دارند می توانند با هم به مراکز تفریحی بروند با هم غذا بخورند در خانه گاهی جلسه های خانوادگی تشکیل دهند یا فرزندان را با خود به دیدار اقوام و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها ببرند.
4- انتخاب شیوه های مراقبتی آسان
در سنین نوجوانی و جوانی باید پی جوی فرزندان بود ولی نه به گونه ای که احساس کنند والدین همواره مراقب آنها هستند زیرا این گونه رفتار ممکن است به عصیان یا مخفی کاری بیانجامد. فرزندان در این سنین با مشاهده اصرار والدین در کنترل خود، مخفیانه عمل می کنند یا گاه ممکن است در برابر پدر و مادر بایستند و آنها را خشمگین کنند؛ چون دیگر حاضر نیستند نصیحت ها و خیرخواهی های آنان را بپذیرند. مراقبت از فرزندان باید به گونه ای باشد که آن را دخالت مستقیم در زندگی خود به شمار نیاورند و به شخصیت و استقلال شان لطمه ای وارد نشود. بر این اساس اگر دختر بزرگ شما در اتاقی وارد شده و در را به روی خود بسته است نباید از او پرسید که دارد چه می کند و چرا در را به روی خود بسته است. بلکه باید به بهانه جارو کردن اتاق یا برداشتن ظرفی وارد اتاقش شوید و اگر لغزش و خطایی در کارش می بینید آن را دوستانه به او گوشزد کنید.
تحقیق درباره این که فرزندان شما به کجا می روند، چرا می روند و با چه کسی معاشرت می کنند ضروری است. شما باید بدانید که دختر شما چرا از خانه بیرون رفته و با چه کسی دوستی دارد ولی رعایت این نکته هم ضروری است که این نظارت نیازمند ابراز محبت، خیر خواهی و وارد شدن از در صداقت و صفاست. مادرانی که بخواهند با زور و تهدید مانع خروج فرزندان خود از خانه شوند کاری از پیش نخواهند برد. با آنها دوستانه صحبت کنید. بگذارید به شما بگویند چه رازی دارند و به دنبال چه مسایلی هستند.
فرزندان ما در مواردی برای رفع خستگی و تنوع احتیاج دارند که از خانه بیرون بروند. در چنین مواردی خوب است به جایی که می روند اطمینان داشته باشیم یا خود با آنان رفیق راه شویم نه مامور مراقب. اجازه دهیم به منزل فامیل مورد اعتماد بروند. با آنها به منزل همسایگان یا اجتماعات اسلامی سالم برویم و به طور کلی از سخت گیری های بی مورد و وسواس گونه بپرهیزیم. با وجود این مراقبت نامحسوس خود را هرگز فراموش نکنیم.
5- وضع مقررات روشن و قابل اجرا
هر رابطه سالم و متعادلی به ضوابط و مقرراتی نیاز دارد که اعضای آن خود را متعهد به رعایت آن بدانند تا در سایه آن آسایش همگانی میسر شود. این مقررات باید روشن و قابل اجرا باشند و براساس معیارهای اعتقادی والدین تهیه شوند. برخی از خانواده ها مقررات ثابتی ندارند و هر روز درباره فرزندان خود تصمیم تازه ای می گیرند. ممکن است امروز کودکی را برای عملی تشویق و فردا او را برای همان عمل تنبیه و مجازات کنند. طبیعی است چنین شیوه ای برای فرزندان زیان بار است. در برخی از خانواده ها مقرراتی اجرا نشدنی وجود دارد. والدین بدون توجه به توانایی فرزندان و نیازهای زمانی و مکانی از فرزندان خود خواسته هایی دارند که از قدرت آنها خارج است. والدین بی توجه برخواسته خود پافشاری می کنند و فرزندانشان را به عصیان و سرکشی وا می دارند.
6- ایجاد ارتباط مناسب با فرزندان
ارتباط والدین و فرزندان اهمیت زیادی دارد. در دوران کودکی ایجاد این ارتباط بسیار آسان تر است زیرا کودکان خود به سراغ والدین می آیند و از مشکلات، نیازها، و پرسش های خود سخن می گویند و این آغاز ارتباط کلامی و زمینه ساز دیگر ارتباطات میان والدین و آنان است. ولی با ایجاد تغییرات طبیعی در سن بلوغ ارتباطات والدین و فرزند نوجوانشان کاهش می یابد. دیگر نوجوانان اسرار و احساسات خود را مانند دوران کودکی با والدین خود مطرح نمی کنند. افزون بر این صحبت درباره نوع فعالیت های دوستان و مکان هایی که می روند کمتر می شود و تمایلی ندارند به والدین خود اطلاع دهند چه زمانی به خانه باز می گردند. بنابراین بسیاری از والدین در ایجاد ارتباط مناسب با فرزندانشان دچار مشکل می شوند.
7- مشورت با فرزندان
خانواده های سالم و صمیمی از هر عاملی که بتواند پیوند میان والدین و فرزندان را تقویت کند، احساس تعلق به خانواده را در فرزند بارور سازد و به همان اندازه به تکوین و تکامل روابط کمک کند استقبال می کنند. مشورت با فرزندان موجب ورزیدگی نیروی عقلانی و تدبیر زندگی می شود؛ زیرا هر پرسشی فرصتی است برای اندیشیدن و حل مشکلی که پیش روست. هم چنین باعث رشد احساس مسئولیت فرد در رو به رو شدن با زندگی می شود و حس قدرشناسی از مواهب و موقعیت های موجود را افزایش می دهد. از این رو والدینی که روابط سالمی با فرزندان خود دارند مسایل خانواده را در جمع اعضا مطرح و با فرزندان خود مشورت می کنند. از آنها نظر می خواهند و بدین وسیله مقبولیت را در او تکامل می بخشند و از این طریق باب تفاهم میان والدین و فرزندان گشوده می شود.
8- هنر شنیدن سخنان آنان
برای برقراری ارتباط موثر با دیگران باید به سخنان آنان با دقت گوش فرا داد. بدیهی است گفتن این جمله بسیار آسان تر از عمل به آن است. ولی باید بیاموزیم که به طرف مقابل خود فرصت سخن گفتن بدهیم و به گفته های او دقت کنیم. تمایل به گوش دادن به حرف های کودکان می تواند نقش مهمی در رشد احساسات و غنی تر شدن اعتماد به نفس در آنان داشته باشد. باید به خاطر بسپاریم که گوش دادن نوعی ارتباط و تبادل نظر غیرکلامی است. گوش دادن با توجه و علاقه می تواند پیام های متفاوت و هم مرزی چون «تو فرد با ارزشی هستی» و «من به نظر تو احترام می گذارم» را به نوجوان منتقل کند.
خوب گوش دادن به این معنا نیست که هنگام گوش دادن به فکر آماده کردن پاسخ باشیم بلکه به معنای دریافت دقیق و منعکس کردن مطالب به کودک یا نوجوان است. این عمل گاه به صورت تکرار گفته ها و زمانی به شکل گوش دادن دقیق بروز می کند. به بیان دیگر خوب گوش دادن شامل تلاش های آشکار و آگاهانه برای درک گفته های دیگران و توجه به آنهاست.
با توجه به این که نوجوانان به ندرت برای شروع گفتگو داوطلب می شوند باید به هنگام صحبت به طور کامل به گفته های آنها توجه کرد و آنها را جدی گرفت. هیچ کس تمایل ندارد با افرادی که به او بی توجه اند گفتگو کند. اگر فرزندتان احساس کند که شما توجهی به او ندارید و به سخنانش گوش نمی کنید ارتباط و گفتگو با شما را کاهش خواهد داد. مثلا دختری از مدرسه به خانه می آید. مادر در آشپزخانه است. با مادر شروع به صحبت می کند مادرش هم گاهی به او پاسخ می دهد ولی چون پشت به دخترش ایستاده او احساس می کند به سخنانش بی توجه است و از ادامه صحبت مایوس می شود. یا مثلا پسری می خواهد با پدرش که سخت مشغول مطالعه روزنامه است صحبت کند. چند بار با او سخن می گوید ولی می بیند که پدرش روزنامه را جلوی روی خود گرفته و حتی چهره پدرش را نیز نمی تواند ببیند. بنابراین انگیزه خود را برای ادامه صحبت از دست خواهد داد.