مشاوره دینی تربیت فرزند یکی از مهمترین ضرورت های عصر کنونی ماست. در جلسات مشاوره خانواده همواره یکی از مسائل و چالش های والدین، نحوه رفتار فرزندان در درون خانواده با سایر اعضا است. یک مشاور مذهبی خانواده بهترین فرد برای ارائه راهنمایی لازم جهت تربیت دینی فرزندان می باشد. والدین در جلسات مشاوره تربیتی کودک و مشاوره نوجوان با نحوه رفتار با فرزندان و نیز اقتضائات رفتار مناسب با کودک و نوجوان آشنا می شوند. مرکز مشاوره خانواده یارا سعی دارد به عنوان یک مرکز تخصصی روانشناسی اسلامی در حوزه خانواده به تمام والدین و خانواده ها آگاهی و دانش لازم در زمینه خانواده و تربیت فرزند را ارائه نماید. در این یادداشت سعی داریم نکاتی را درباره رفتار فرزندان در درون خانواده ارائه کنیم.
رابطه فرزندان با والدین
بخش دیگری که در بحث تعامل والدین و فرزندان مورد بررسی قرار می گیرد، وظایف و رفتار فرزندان با والدین است که به برخی از مولفه های رابطه صحیح و مناسب در این زمینه اشاره می کنیم.
1- احترام به والدین
در قرآن کریم احترام به پدر و مادر در کنار اطاعت پروردگار ذکر شده است که بیانگر برتری و تقدم حق پدر و مادر بر دیگر حقوق است. دختران و پسران امروز مادران و پدران فردای اجتماعند. اگر جوانان امروز وظیفه احترام به والدین خود را رعایت کرده و این سنت الهی را در جامعه حفظ کنند، فردا خودشان مورد تکریم فرزندان خویش واقع می شوند و از این نعمت سعادت بخش بهره مند می شوند. امام صادق (ع) فرمود: «بروا آبائکم تبرکم ابنائکم» به پدران خود نیکی کنید تا فرزندان شما هم به این سنت مقدس عمل کنند و به شما نیکی کنند.
2- اطاعت از والدین
از آن رو که پدر و مادر خواهان خیر و سعادت فرزندان خود هستند و همه کوشش آنها برای موفقیت بیشتر آنان است اطاعت فرزندان از پدر و مادر ضروری است. هم از آن رو که والدین دارای تجربه های بیشتری هستند و در تشخیص سعادت و خوشبختی فرزندان به دور از احساس تصمیم گیری می کنند و هم از آن رو که هستی فرزندان از آن والدین است. به حکم عواطف انسانی باید فرمانبردار و مطیع کسانی بود که برای اصل به وجود آوردن و پرورش و کمال بخشیدن انسان زحمت زیادی متحمل شده اند. قرآن کریم به اطاعت از والدین بسیار سفارش کردهاست و این اطاعت را تنها هنگامی استثنا کرده است که پدر و مادر کوشش کنند فرزند خود را به شرک و کفر بکشند.
3- احسان والدین
قرآن کریم همواره اساس رابطه فرزندان با والدین را براصل احسان و نیکی بیان و به آن سفارش می کند و آن را ملاک ارزش می داند. از مصادیق احسان به والدین کمک مالی است. همانگونه که در زمانی تامین مالی فرزندان بر عهده پدر بوده است، اکنون نیز در صورت نیاز فرزندان وظیفه دارند جبران کنند. افزون بر انفاق مالی به والدین، قرآن کریم سفارش می کند که فرزندان افزون بر حق الارث بخشی از اموال خود را برای والدین قرار دهند. یکی دیگر از مصادیق احسان به والدین، احسان کلامی و رفتاری است. پیری دورانی است که پدر و مادر ضعیف و از کار افتاده اند و به فرزند خویش نیاز بیشتری دارند. از این رو اخلاق و شرع فرزند را موظف می کند که برخورد خود را در لحن و گفتار بسیار محبت آمیز کند. پدر و مادر تا جوان هستند معمولا نیازی به فرزندان خود ندارند و شاید بیش از فرزند خویش کار و تلاش کنند و حتی به فرزند خود کمک هم می کنند؛ ولی به هنگام پیری دیگر نمی توانند مانند جوانان برای زندگی تلاش کنند، به ویژه که دوران پیری به طور معمول با بیماری ها و گرفتاری های دیگری نیز همراه است. طبعا در چنین موقعیتی آنان نیازمند کمک و پرستاری فرزندان خویش هستند که باید با کمال صبر و حوصله باشد. فرزند در رفتار با والدین پیر و ناتوان نباید اوقات تلخی کم حوصلگی و اظهار خستگی کند و به گونه ای رفتار نکند که پدر و مادر او احساس کنند که فرزندشان از خدمت کردن به آنان خسته شده است.
روابط میان فرزندان در خانواده
مولفه دیگری که در بحث روابط خانوادگی باید مورد بررسی قرار گیرد، روابط میان فرزندان با یکدیگر در درون خانواده است که در این قسمت به این بحث خواهیم پرداخت.
1- روابط متقابل خواهر و برادر
رابطه میان فرزندان یک خانواده رابطه ای حساس است. عاطفه ای که میان والدین و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهری و برادری ظریف تر می شود. از سوی دیگر خواهران و برادران به اندازه ای که پدر و مادر با فرزندان مدارا می کنند، با یکدیگر مدارا نمی کنند. به همین دلیل اصطحکاک و برخورد سلیقه ها و اراده میان آنان بیشتر است. خواهر و برادر در خانواده و روابط متقابل خود به تدریج آماده جامعه پذیری می شوند. آنها روابطی را برقرار می کنند که عواطف شدیدی همچون رابطه والدین و فرزندان در آن نیست. خواهر و برادر پس از والدین در شخصیت و رفتارهای اجتماعی یکدیگر بیشترین تاثیر را دارند. به ویژه اگر در سنین 2 تا 10 سالگی باشند. خواهر و برادر از یکدیگر برخی الگوهای رفتاری چون وفاداری، حمایت، اختلاف، تسلط جویی و رقابت را می آموزند. روابط خواهر و برادر با رشد سن تغییر می کند. در دوران بلوغ از برخی رقابت ها و سوگیری های نخستین و آشکار کاسته می شود. در مواردی که خواهران و برادران از الگوهای رفتاری مناسب بهره مند بوده باشند، به افرادی قابل اعتماد و سرچشمه اتکای روحی همدیگر تبدیل می شوند، نوعی صمیمیت ویژه میان آنها ایجاد می شود. همدیگر را محرم راز خود می دانند و با سهولت بیشتری مسائل خود را با یکدیگر در میان می گذارند.
2- حقوق متقابل خواهر و برادر
خواهران و برادران براساس رابطه محبت آمیزشان، حقوق زیادی در برابر یکدیگر دارند و وظایف اخلاقی آنان بسیار با اهمیت است. رعایت حقوق خواهران و برادران، رابطه عاطفی آنان را تقویت می کند و تقویت این رابطه در واقع نیکی به پدر و مادر است؛ زیرا والدین همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه ای محبت آمیز با هم داشته باشند و اگر این خواسته خود را برآورده ببینند، خشنود خواهند شد.
امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود درباره حق برادران بر یکدیگر می فرمایند: «و اما حق برادر تو این است که بدانی که او برایت (مانند) دستی است که می گشایی و پشتوانه ای است که به آن پناه می بری و عزتی است که به آن تکیه می کنی و نیرویی است که به وسیله آن چیرگی می یابی. پس او را وسیله ای برای معصیت خدا و کمکی برای ستم به حق خداوند مگیر و درباره او کوتاهی مکن و او را در برابر دشمنش یاری کن و میان او و شیاطینش فاصله انداز و او را نصیحت کن و در راه خدا به او روی آور. پس اگر مطیع و فرمانبر پروردگارش بود با او باش وگرنه باید که خداوند در نزد محبوب تر و بزرگ تر از او باشد. بنابراین با توجه به این بخش از رساله امام سجاد (ع) درمی یابیم که خواهر و برادر باید:
1- یار و حامی یکدیگر باشند.
2- در راه سعادت و کمال ناصح و خیرخواه یکدیگر باشند.
این دو وظیفه یکدیگر را تکمیل می کنند و هیچ یک بدون دیگری وظایف برادری را کامل نمی کند.
3- موقعیت فرزند بزرگتر یا ارشد
فرزندان آخر معمولا با کمک خواهران یا برادران بزرگتر تربیت می شوند و در نتیجه الگوهای تربیتی والدین و خواهران و برادران در آنها بازسازی می شود و به دلیل این که هر طرف به آنها رسیدگی و توجه می شود، زمینه ناز پروردگی و لوس بار آمدن آنان فراهم خواهد شد. فاصله سنی فرزندان نیز از نکات با اهمیت است. براساس برخی مطالعات وقتی فاصله سنی کودکان میان یک تا دو سال باشد، بهره هوشی آنها کمتر از مواردی خواهد بود که فاصله سنی آنان چهار یا پنج سال است. کم بودن فاصله سنی سبب می شود تا دقت و توجه والدین به فرزندان متفاوت می شود و آنها دقت بیشتری را صرف تربیت فرزندانی می کنند که با فاصله ای به نسبت مناسب به دنیا آماده اند. بیشتر والدین و اطرافیان انتظار دارند فرزند ارشد مسئولیت خواهر و برادرهای کوچک را بپذیرد. هنگامی که فرزند ارشد خصومت می کند والدین وی را سرزنش می کنند. در صورتی که فرزند کوچکتر را حمایت یا از او دفاع می کنند. از سوی دیگر فرزند ارشد تسلط بیشتری بر دیگران دارد و توانایی زور گفتن و همچنین کمک و آموزش به خواهران و برادران کوچک تر خود را دارد.