خانواده و تربیت اقتصادی

فهرست مطالب

مشاوره اقتصادی خانواده در پی ارائه راهکارهای تربیت فرزندان براساس فرهنگ کار و ارزشمندی کار و فعالیت و کسب رزق حلال می باشد. مرکز مشاوره خانواده یارا درصدد ارائه مهارت هایی برای بهبود معیشت خانواده و ارتقای وضعیت اقتصادی خانوارها بوده و به همین منظور با رویکرد مشاوره مذهبی خانواده و نیز مشاوره اسلامی تربیت فرزند سعی دارد به مهارت آموزی و افزایش دانش فرزندان در رابطه با فعالیت اقتصادی بپردازد. اگرچه مشاوره تربیت فرزند با رویکرد روانشناسی کودک و روانشناسی نوجوان نیز در دستور کار مرکز مشاوره یارا می باشد. در این یادداشت سعی داریم ابعادی را از نقش خانواده در تربیت اقتصادی فرزندان مطرح نماییم.

خانواده یکی از عواملی است که در تقویت فرهنگ کار و دوام و استمرار آن نقش دارد. این به خاطر این است که خانواده از مهمترين نهادهاي اجتماعي است و نقشي پايدار و تعيين كننده در شكل گيري رفتار، افكار و شخصيت  انسان دارد. به عبارت دیگر فرایند جامعه پذیری و درونی شدن ارزشهای فردی و اجتماعی در فرد از درون کانون خانواده آغاز می شود و الزاما يكي از مهمترين مضاميني كه كودك در خانواده با آن آشنا مي شود، مفهوم كاركردن است.

فرد دایماً تحت تأثیر خانواده قرار می‌گیرد. بنابراین با برقراری ارتباط و کنش متقابل بین خانواده و فرد می‌توان به صورت ضمنی و غیرمستقیم بسترسازی لازم برای ایجاد و پرورش فرهنگ کار را فراهم ساخت. والدینی که یک فرهنگ کار قوی را ابزار می‌دارند فرزندان خود را به سوی بهره‌مند شدن از فرهنگ کار قوی می‌کشانند و برعکس. نکته ای قابل توجه این است که معمولا همین که فردی وارد محل کار می‌شود در ارتباط با تصورات و عکس‌العمل دیگران، نگرش‌های کار شکل یافته او در دوران طفولیت تایید شده و یا مورد نقض قرار می‌گیرد.

مهمترين نكته اي كه لازم است كودكان در خانواده با آن آشنا شوند اين است كه كاركردن، ارزشمند است، جامعه به تمام مشاغل مشروع نياز دارد و اينكه هر شغلي در جاي خودش از اهميت برخوردار است. فرهنگ كار، تجلي فكري و رواني اعضاي جامعه درباره كاركردن است و مطلوب است كه وجه مثبت فرهنگ كار، در خانواده به كودك آموخته شود.

این مسئله به آن معنی است که باید محیط خانواده به نحوی شکل گیرد که در آن فرصت کافی به فرزند برای تجربه کردن واقعیات بازار کار داده شود و برای کسب مهارت های لازم آماده گردد.

برای مثال گاهی اوقات تجربه کردن یک خرید کوچک از سوپر مارکت محل توسط فرزندتان می تواند برای او بسیار آموزنده باشد. این امر علاوه بر تقویت حس مسئولیت پذیری در فرزند، باعث افزایش قابلیت های فردی وی نیز خواهد شد؛ تجربه عینی حساب و کتاب خرید، آشنایی با نرخ ها و قیمت های بازار از نزدیک و حس کردن مفهوم گرانی و ارزانی و… قطعا در پختگی و رشد فکری و فرهنگی فرزندان تاثیرگذار خواهد بود. اینگونه تجربیات را صرفا هم به خرید و فعالیت های مالی محدود نکنید. اندازه گیری متراژ منزل برای خریداری موکت، سپردن مدیریت هزینه های مربوط به شارژ مجتمع مسکونی به فرزند نوجوانتان، سپردن برخی کارهای بانکی مثل واریز یا برداشت از حساب، پرداخت فیش آب و برق و… به فرزندان و کارهایی از این قبیل می تواند علاوه بر ایجاد احساس مثبت مفید بودن به تقویت هوش اجتماعی و اقتصادی فرزندان کمک کند.

افراد بسیاری از جوانان هم نسل ما خواسته یا ناخواسته از موهبتی اجتماعی برخوردار بودند که معمولا در ایام تابستان به جای تماشای صبح تا شب تلویزیون، قسمتی از روز را به تجربه یک کار کوچک در قالب شاگردی می پرداختند. برای مثال انواع و اقسام کارها از تجربه فروشندگی ، تا کار در کارگاه های تولید پوشاک، فروشگاه های مواد غذایی، نجاری، الکتریکی و … همگی گزینه هایی بودند که یک جوان و یا نوجوان می توانست برای پر کردن اوقات فراغت خویش از آنها استفاده کند. همین امر باعث می شد که خواسته یا ناخواسته با برخی ویژگی های کار و اشتغال آشنا شود و بتواند روحیات مفید در این زمینه را در خود ایجاد کند. اما این مسئله امروز در خانواده ها کمی فرق کرده است. بسیاری از دانشجویان تا سال های پایانی فراغت از تحصیل کماکان از طریق خانواده مورد حمایت مالی قرار می گیرند و به همین دلیل هیچ رابطه ای با بازار کار ندارند و همین عامل باعث می شود پس از فارغ التحصیلی نیز با بحران بیکاری مواجه می شوند.

جالب این جاست که بدانید در بسیاری از دانشگاه های مطرح جهان یکی از موادی که دراری نمره مثبت برای پذیرش در مقاطع بالاتر است و به تعبیری یک نمره مثبت در رزومه فردی تلقی می شود داشتن تجربیات حقیقی در بازار کار است. حتی مواردی مانند فروشندگی و … نیز می تواند یک نمره مثبت در رزومه علمی فرد تلقی شود!

خانواده به عنوان کانون شکل گیری بسیاری از عادات و روحیات فرزندان همچنین نقش موثری در بوجود آوردن برخی روحیات فردی دارد. فرزندی که در یک خانواده با توجه کامل و بدون هیچ گونه شانسی برای تجربه ریسک بزرگ شده است نمی تواند در آینده ریسک ناشی از محیط کار را تحمل کند. چنین فردی حاضر است که به دنبال یک کار ثابت با دستمزد حداقل معیشت! باشد اما ریسک ورود به عرصه خودکفایی و کارآفرینی را تحمل نکند. مشابه همین مسئله در قضیه خلاقیت نیز اتفاق می افتد. از آن جا که نظام آموزشی کشور ما به عنوان یک نظام آموزشی حفظ محور، در بسیاری از موارد جلو هرگونه رشد خلاقیت ها و نوآوری ها را می گیرد این روحیه باید بتواند در بستر خانواده و با حمایت پدر و مادر در فرزند ایجاد شود. یعنی کودک باید بتواند در محیط خانواده به ایده پردازی پرداخته و نوآوری را تجربه کند. این نوآوری می تواند از زمینه هایی مانند انجام کارهای عادی خانه و خانواده به شیوه هایی دیگر که می تواند صرفه جویی را در منابع خانواده ایجاد کند شروع شده و تا مواردی مانند ایده های نو علمی و کاری برسد که حتی با حمایت مالی خانواده امکان تجربه را داشته باشد. تشویق فرزند برای شرکت در مسابقات و جشنواره های ابتکار و اختراع و … می تواند بسیار موثر باشد. آنچه مهم می نماید این است که در بستر خانواده کار و کار کردن به عنوان یک ارزش تلقی شود نه حتی یک وسیله کسب درآمد. وقتی نگاه به کار صرفا نگاه به یک ابزار کسب درآمد در خانواده باشد مشخص است که فرزندی که در یک خانواده نسبتا مرفه زندگی می کند دیگر هیچ نیازی را برای کار و تلاش برای خود نمی بیند و رفاه زدگی و سرخوشی حتی می تواند بخران هایی مانند بحران هویت، ناامیدی، کمبود انگیزه، خمودگی و … را ایجاد کند.

مواظب باش بچه ها چاشتت را نگیرند!

یکی دیگر از کارویژه های خانواده در تقویت روحیات مربوط به فرهنگ کار و اشتغال تقویت روحیه کارگروهی در فرزندان است. کودکی که از ابتدای شناخت جامعه و ارتباط با سایر افراد همواره در معرض جملاتی مانند “اسباب بازیت رو بچه ها خراب نکنند”، “مواظب باش توی مدرسه چاشتت را نگیرند”، “وسایلت را به دیگران نده چون ممکن است دیگر به تو بر نگردانند” و … قرار می گیرد ، عنصر گران بهایی مانند “اعتماد” را روز به روز از دست می دهد و از دست دادن این عنصر یعنی ناتوانی در انجام کار گروهی. چنین کودکی وقتی بزرگ شود و پایش را به عرصه کسب و کار بگذارد نخواهد توانست که با دیگران در سرمایه گذاری شریک شود، نمی تواند در یک پروژه در کنار سایرین فعالیت کند و … . چرا که تصویری که از سایرین در ذهن و ضمیر ناخودآگاه او شکل گرفته تصویر افرادی است که نمی تواند به آنها اعتماد کند و این یعنی بزرگ ترین ضربه بر پیکره موفیقت های یک فرد و جامعه.

به نظر می رسد خانواده باید نقش خود را در شکل گیری چنین روحیات در فرزندان جدی تر گرفته و برای شکل گیری روحیات مثبت در کودکان برنامه ریزی دقیق تری داشته باشد که این نیز منوط به وسعت دید و آینده نگری والدین است. جالب این جاست که از زمان کودکی فرزند خانواده ها گاها به فکر تهیه پس انداز و … برای او می باشند اما از سرمایه گذاری روی چنین آموزش هایی که می تواند آینده کودک را تضمین کند غافلند و نسبت به آن حساسیت لازم را ندارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

بسیاری از افرادی که دچار مشکلات روحی و روانی می‌شوند، نمی‌دانند که باید به روانشناس مراجعه کنند یا روانپزشک؟ هردوی این افراد با بیماری‌های روانی سر کار دارند؛ اما نحوه عملکرد و زمینه‌های فعالیتشان با هم متفاوت است. در عین حال با وجود تفاوت‌هایی که دارند، اقدامات هردوی آنها در راستای تکمیل همدیگر است. در […]

بعضی از مراجعانی که به مرکز مشاوره یارا مراجعه می‌کنند، باورهای اشتباهی در ذهن خود دارند که زندگی مشترک خود را بر اساس آن بنا کرده‌اند. این باورهای اشتباه به زندگی آنها آسیب زده و آنها گمان می‌کنند که مشکل از رابطه عاطفی آنهاست. این درحالی‌ست که برداشت آنها از حقیقت ازدواج و زندگی مشترک […]

در یکی از مقاله‌های قبلی درباره عزت نفس، کمبود آن و تفاوتش با اعتماد به نفس صحبت کردیم و عواملی که بر عزت نفس تاثیر منفی می‌گذارند را نام بردیم. افرادی که دچار کمبود عزت نفس هستند، بیشتر از بقیه در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند. به همین دلیل افزایش عزت نفس، می‌تواند […]

تفکر انتقادی چیست؟ تفکر انتقادی، یعنی توانایی تفکر کردن درباره فرآیند تفکر. در روزگاری که به لطف شبکه‌های اجتماعی شایعات به راحتی آب خوردن پخش می‌شوند، داشتن تفکر انتقادی به یکی از مهم‌ترین مهارت‌های هر فرد تبدیل می‌شود. افرادی که این مهارت را آموخته‌اند، در واقع می‌توانند به خوبی تفکرات خودشان را تحلیل کنند، از […]

تیم پشتیبانی مرکز مشاوره یارا در تلگرام پاسخگوی شماست

ارتباط سریع در تلگرام