الگوی سوم زن و سهم مردان

فهرست مطالب

مرکز مشاوره خانواده یارا ارتقای بانوان و توانمندسازی و رشد فردی آنان را یکی از راهکارهای حل بسیاری از مسائل خانواده می داند. به همین دلیل در جلسات مشاوره خانواده و زوج درمانی سعی دارد برای بانوان افقی را در بهبود شرایط زندگی و تعالی فردی، خانوادگی و اجتماعی ایجاد نماید. یک مشاور مذهبی خانواده یا مشاور روانشناسی زوجین سعی دارد بر محور توانمندسازی و ارتقای مهارت و دانش تک تک اعضا تاکید نماید. مرکز مشاوره یارا معتقد است که انقلاب اسلامی طرحی را برای بازسازی نسبت زن و جامعه ارائه کرد که ما امروزه تحت عنوان «الگوی سوم» می‌شناسیم. این الگو اگرچه برای حیات فردی و خانوادگی زن هم سخن تازه‌ای دارد اما وجه تمایز اصلی آن با الگوهای دیگر، عنصر «رسالت اجتماعی» زن است. طرح اجتماعی کلان انقلاب اسلامی زوجیت‌پایه بوده و مرد و زن را برای دخالت در مقدّرات اساسی کشور و اهتمام به امور مسلمین «مکلّف» می‌داند. به این جملات مقام معظم رهبری(مدظله) دقت کنید:

«اینکه می‌فرماید من اصبح ولایهتمّ بامور المسلمین فلیس بمسلم. مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه اسلامی و امور جهان اسلام و همه مسائلی که در دنیا می‌گذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه اسلامی است.»(30/7/1376). این سخن دلالت بر اصل تکلیف اجتماعی زن و مرد به نحوی مشترک دارد. یعنی اگر برای جامعه اسلامی کاری از آنها بربیاید و امکان و ظرفیتی دارند نباید دریغ کنند وگرنه باید در محضر خداوند پاسخگو باشند.

مصادیق اهتمام به امور مسلمین فی زماننا هذا به عدد ریگ‌های بیابان است. فقط مسائل اجتماعی جامعه خودمان ضرورت مشارکت فعال بانوان را بلاتردید می‌نماید. اگرچه نقطه عزیمت حل مسائل اجتماعی خانواده است و بانوان در این عرصه نقش محوری دارند اما سطحِ مشارکت برای حل مسائل اجتماعی کشور به هیچ عنوان قابل تقلیل به خانواده نیست و حضور در ساحتِ جامعه و کنشگری فعال در میدان در بسیاری از امور ناگزیر است. میدانِ سیاست، فرهنگ، سلامت و… به مشارکتِ مستقیم بانوان نیاز مبرم دارند.

درباره اهمیت و محوریت نقش بانوان در خانواده نیز که بحثی وجود ندارد و تاکیدات فراوانی در ادبیات دینی و طرح انقلاب اسلامی برای زن در این زمینه به چشم می‌خورد. حال باید پرسید مشارکت فعال در عرصات مختلف جامعه در کنار نقش‌های محوری بانوان در خانواده چگونه امکان‌پذیر است؟ تجربه تاریخی ما الگوی «ابرزن» را برای پاسخ به این مساله معرفی می‌کند. یعنی اگر قرار به حذف یکی به نفع دیگری نباشد، تنها گزینه جمعِ جبری خانه و جامعه با پذیرش فشارهای نقشیِ مضاعف برای زن است.

باید پرسید چرا ما در پاسخ به فراخوان انقلاب اسلامی برای اهتمام به امور جامعه تنها به این دو گزینه اکتفا کردیم؟ یعنی یا به تحریف ایده الگوی سوم به نفع منویات سنت پرداختیم و به بانوان گفتیم رسالت اجتماعی شما همان ایفای مطلوب نقش‌های خانوادگی و یا در نهایت امتداد همان نقش‌ها در موقعیت‌های اجتماعی خاص مانند معلمی و پرستاری و… است و یا به زنان گفتیم فرداً وحیدا به جمع این دو عرصه مبادرت ورزند. نتیجه این شد که یا عطای مشارکت اجتماعی را به لقایش بخشیدند و یا مانند یک سوپرمن هر دو عرصه را نگهداشتند.

اما آیا گزینه دیگری برای برخورداری از ظرفیت بانوان در جامعه در عین تعهد به خانواده وجود ندارد؟ حتما وجود دارد. گزینه جایگزین، ارتقاء مسئولیت‌پذیری مردان در قبال خانواده است. واقعیت این است که سازمانِ خانواده در موقعیت اکنون ما تنها یک مسئول دارد و آن هم زن است. مخاطبِ نظم هنجارین خانواده در این فضا صرفاً بانوان هستند و آقایان فقط در ساحت تامین و حمایت، خود را به خانواده متعهد و مسئول می‌دانند. غیبت مردان در خانه واقعیتِ انکارناپذیرِ الگوی خانواده معاصر ماست.

در حالی که خانواده نیاز به دو متصدّی به نحو توامان و هم‌افزا دارد. رسیدگی به امور خانه، تمشیّت و تربیت فرزندان، تدبیر اقتصاد و مصرف خانوار، مدیریت عواطف اعضاء و… همگی نیازمند مشارکت مسئولانه و هم‌افزایی زن و مرد بوده و غیبت مردان و جبران افراطیِ زنان، هم کارکردهای خانواده را مختل کرده و هم زمینه محرومیت جامعه از ظرفیت بانوان را فراهم می‌سازد. اساسا در این حالت، خانه تبدیل به «وبال» زن می‌گردد و هیچ فردی در قبال وبال احساس تعهد و علاقه نخواهد داشت.

ارتقاء مسئولیت‌پذیری مردان نسبت به امور خانه به هیچ عنوان اقتضاء اختلاط نقش‌ها و برهم خوردن ساختار خانواده به نفع رویکردهای فمینیستی ندارد. بلکه منجر به بازنگری در کلیشه‌های پوسیده و مفروضات ناکارآمد درباره جایگاه مرد در خانه و در نهایت بازسازیِ موقعیت «اقتدار» می‌گردد. کنشگری ضامن اقتدار و حاشیه‌نشینی زمینه‌ساز انفعال مرد در مناسبات خانواده است. پدیده ابرزن تنها در غیاب مردانِ مقتدرِ موثر در خانه شکل می‌گیرد.

ما ناگزیر از گفتگوی با مردان درباره خانواده و زنان هستیم…

چرا باید به احیاء مردانگی معطوف شد؟

زوجیت نه تنها مهمترین قاعده و اصلِ بنیادین حاکم بر خلقت است، بلکه منطقِ حرکت تکاملیِ هستی و انسان را نیز تبیین می‌کند. اتحاد، تلائم و هم‌افزایی مولفه‌های الگوی مناسبات زن و مرد در بستر خانواده و جامعه هستند. هر میزان فاصله از این الگو توضیح دهنده‌ی شدت و ضعف بحران‌های فردی و اجتماعی جامعه ما خواهد بود. زوجیت؛ امکان‌ها و محدودیت‌هایی در مسیر تحقق دارد. به این معنا که نیروها و عوامل متعددی قِوام آن را تضمین یا سست می‌کنند که از جمله مهمترین آن‌ها «مردانگی»ست.

اگرچه زوجیت واجد نیروهای زنانه و مردانه به صورت توامان است اما کیفیت و سهم این نیروها در تکوین و تقویم آن یکسان نیستند. یکسانی غیر از «هم‌ارز» بودن است. زنانگی و مردانگی آنگاه که در مسیر تحقق زوجیت قرار می‌گیرند در عین ناهمسانی کاملا هم‌ارز و برابر بوده و هیچکدام نسبت به دیگری ترجیحی ندارند. اینجا حتی سخن از فزونی و نقصان هم نیست. مهم نیست که سهم کدامیک از نیروها در این فرآیند بیشتر از دیگری‌ست بلکه گفتار من کاملا ناظر به «کیفیتِ متفاوت» است.

زوجیت از ناحیه‌ی فقدان یا تضعیف مردانگی به‌شدت آسیب‌پذیر است و من معتقدم که مهمترین مساله‌ی وضع کنونی ما همین است. سخن من درباره وضعیتی است که حاصل روند تغییرات هویتی و تحول وجودی در مردان و تضعیف یا زوال صفات و فضایلی چون استواری، کفایت، انصاف، غیرت، ایثار، فتوت، حلم، حمایت، مدارا، شجاعت و… است که در فرهنگ دینی و بومی ما از آنها تحت عنوان «مردانگی» یاد می‌شود. زوجیت در تکوین و قوام خود عمیقا وابسته به این عناصری‌ست که امروز به محاق رفته‌اند.

مردانگی با عناصر فوق، پایه و اساس تحقق زوجیت است. اساسا مردانگی در غیاب این صفات و فضایل امکان تلائم و اتحاد با زنانگی را نخواهد داشت. زنانگی در اتکاء به این صفات است که زوجیت را بسط داده و بارور می‌کند و در سطح فردی(ازدواج) به تضمینِ سکونت و تربیت و در سطح اجتماعی(حکمرانی) به تحقق ثبات و تعادل منجر می‌گردد. اما در شرایطی که چیزی برای اتکاء و ابتناء وجود ندارد یا سست و لغزنده است، نه خانواده پویا و با نشاط است و نه حکمرانی عادلانه و کارآمد.

تجربه فعالیت علمی و اجتماعی من در دو دهه اخیر مرا به این قطعیت رسانده است که بهبود وضعیت امروز خانواده با وجود «مهم‌های متعدد»، یک «اولویت» بیشتر ندارد و آن هم بازگشت مردان به خانواده است. بخش اعظمی از مسائل امروز خانواده را به نحو متقنی می‌توان با غیبت مردان در مناسبات خانه و عدم ایفای باکیفیتِ نقش‌های «پدری»، «شوهری» و «سرپرستی» توضیح داد. البته که من متوجه عوامل زمینه‌ساز این غیبت هستم و مردان را مقصر اصلی و تام این موضوع نمی‌دانم. بگذریم…

باید به مردانگی معطوف شد. به احیاءش، به بازسازی‌اش، به تثبیت‌ش و به تبیین‌ش. مادامی که مردانگی به مسیر فطرت و تکوین بازنگردد، زنانگی نیز محکوم به سکون یا هدر است. مردانگی در موقعیتِ تثبیت، تعدیل و شکوفایی نیروهای زنانه و زنانگی در نسبتی تنظیم‌گر و هادی با نیروهای مردانه خواهند توانست حرکت انسان را در افق تمدنی طرح‌ریزی و سبب گردند. ظرفیت‌ها و نهادهای تربیتی، حمایتی، سیاستی و گفتمانی کشور باید به اولویت و فوریت بازسازی و احیاء مردانگی در جامعه التفات یابند.

آغاز این فرآیند مقدماتی از جنس گفتمانی دارد. مردانگی سال‌هاست که در ساحت معنا و فاهمه عمومی سرکوب شده است. زیرا به نحو ساده‌لوحانه یا مغرضانه‌ای با «مردسالاری» مترادف اخذ شده است. در حالی که مردسالاری در لحظه تولد با مردانگی معارض بوده و در هیچ تاریخ و جغرافیایی از «نرسالاری» فراتر نرفته است. مردانگی غیر از نرینگی‌ست. باید این را فریاد زد و به ادراک عمومی تبدیل نمود. هرگامی که در جهت احیاء صفات و فضائل «مرد»انه برمی‌داریم یک قدم به زوال فرهنگ منحط نرسالاری نزدیک شده‌ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

بسیاری از افرادی که دچار مشکلات روحی و روانی می‌شوند، نمی‌دانند که باید به روانشناس مراجعه کنند یا روانپزشک؟ هردوی این افراد با بیماری‌های روانی سر کار دارند؛ اما نحوه عملکرد و زمینه‌های فعالیتشان با هم متفاوت است. در عین حال با وجود تفاوت‌هایی که دارند، اقدامات هردوی آنها در راستای تکمیل همدیگر است. در […]

بعضی از مراجعانی که به مرکز مشاوره یارا مراجعه می‌کنند، باورهای اشتباهی در ذهن خود دارند که زندگی مشترک خود را بر اساس آن بنا کرده‌اند. این باورهای اشتباه به زندگی آنها آسیب زده و آنها گمان می‌کنند که مشکل از رابطه عاطفی آنهاست. این درحالی‌ست که برداشت آنها از حقیقت ازدواج و زندگی مشترک […]

در یکی از مقاله‌های قبلی درباره عزت نفس، کمبود آن و تفاوتش با اعتماد به نفس صحبت کردیم و عواملی که بر عزت نفس تاثیر منفی می‌گذارند را نام بردیم. افرادی که دچار کمبود عزت نفس هستند، بیشتر از بقیه در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند. به همین دلیل افزایش عزت نفس، می‌تواند […]

تفکر انتقادی چیست؟ تفکر انتقادی، یعنی توانایی تفکر کردن درباره فرآیند تفکر. در روزگاری که به لطف شبکه‌های اجتماعی شایعات به راحتی آب خوردن پخش می‌شوند، داشتن تفکر انتقادی به یکی از مهم‌ترین مهارت‌های هر فرد تبدیل می‌شود. افرادی که این مهارت را آموخته‌اند، در واقع می‌توانند به خوبی تفکرات خودشان را تحلیل کنند، از […]

تیم پشتیبانی مرکز مشاوره یارا در تلگرام پاسخگوی شماست

ارتباط سریع در تلگرام