شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بعد از ازدواج، با حسرت به زندگی دیگر خانوادهها نگاه کنید. خانوادههایی که زندگیشان با وجود مشکلات مالی و شغلی و غیره ، سرشار از تفاهم و سازگاریست. در حالی که شما و همسرتان بدون داشتن مشکلات جدی، در سادهترین موقعیتها هم دچار تنش و ناراحتی میشوید. شاید هم فکر کنید مشکل از ازدواجتان است؛ انگار که شما برای همدیگر ساخته نشدهاید!
اما مشکل این نیست. گاهی اختلافات در زندگی زناشویی، ناشی از وجود سوءتفاهمهاست. یعنی هیچ کدام از زوجین رفتار غلطی ندارند؛ اما چون شناختشان از هم دیگر کامل نیست، دچار سوءتفاهم و اختلاف میشوند. در این مقاله ما به بررسی راهکارها و تمرینهایی برای افزایش تفاهم در زندگی مشترک میپردازیم.
ذهنخوانی و نیتخوانی ممنوع
گاهی زوجین فکر میکنند بعد از چند ماه زندگی مشترک، به شناخت صددرصدی نسبت به یکدیگر رسیدهاند. لذا به راحتی به خود اجازه میدهند که نیت رفتار طرف مقابل را حدس بزنندو اصطلاحا نیتخوانی کنند. مثال: “همسرم غذای بدمزهای درست کرده؛ چون از دستم دلخوره!” یا :”شوهرم در مرکز خرید با بیمحلی از کنار اجناس مورد علاقم رد میشه؛ چون احساسات من براش بیاهمیته!” این درحالیست که شاید علت بدمزه بودن غذا، ضعف جسمانی خانم باشد؛ یا دلیل بیتفاوتی آقا در مرکز خرید، خستگی ناشی از کار زیاد باشد.
اگر میخواهید شاهد افزایش تفاهم در زندگی مشترکتان باشید، باید ذهنخوانی، خصوصا ذهنخوانیِ منفی را کنار بگذارید. ما هرگز نمیتوانیم به طور صددرصد، از نیت رفتارهای دیگران آگاه شویم. تلاش کنید که رفتارهای همسرتان را اقدامی علیه خودتان برداشت نکنید. در صورت مشاهده رفتارهای ناراحتکننده از طرف مقابل، در شرایطی متناسبی، علت رفتار او را بپرسید.
واکنشهای احساسی و فوری ممنوع
یکی از عواملی که کمک شایانی به افزایش تفاهم در زندگی زناشویی میکند، تلاش برای کنترل واکنشهای احساسی است. معمولا وقتی یک نیتخوانی منفی در ذهن ما شکل میگیرد، سریعا دست به اقدامی احساسی یا هیجانی میزنیم. این اقدامات چون منطق کافی ندارند، اغلب باعث بروز تنش میشوند. مثال: همسر شما برخلاف تذکراتتان، خریدن اقلام مورد نیاز را فراموش کرده است. شما با نیتخوانی منفی، این اقدام او را ناشی از بیتوجهی او به خودتان برداشت میکنید. احساس عصبانیت در شما پدیدار میشود و ممکن است لحن و رفتار شما را تحت تاثیر قرار دهد. ولی در واقعیت همسرتان، صرفا در محل کارش دچار چالش جدی شده و لیست خرید را فراموش کرده است. اما در بدو ورود، شاهد سگرمههای درهم رفته شماست! بعید نیست که در پلان بعدی شاهد یک چالش درست و حسابی باشیم!
شناخت خود از ارزشهای همدیگر را بالا ببرید.
برای افزایش تفاهم در زندگی مشترک لازم است که از ارزشها و اولویتهای یکدیگر آگاهی داشته باشید. قطعا اینجا منظور صرفا ارزشهای اعتقادی و اخلاقی نیست. هر فردی در کار، تحصیل، دکور خانه، خرید، غذاخوردن، خوابیدن، عبادت و… اولویتهای مختلفی دارند. مثلا شما دوست دارید هنگام طبخ غذا به آداب و رسوم خانوادگی و ستنی پایبند باشید؛ اما همسرتان ترجیح میدهد که غذاهایی با سبک مدرن مصرف کند.
مقاله مرتبط: پنج کاری که باید برای حفظ حد و مرز در زندگی مشترک انجام بدهید.
عملکرد ذهن خود را پیشبینی کنید.
هنگامی که ذهن ما ناراحت یا خسته است، رفتار دیگران را به درستی تفسیر نمیکند. برای افزایش تفاهم در زندگی، باید لحظات و مواردی که در آن ناراحت و خسته هستیم را پیشبینی کنیم. این آگاهی را همواره در ذهن خود مرور کنیم که رفتار دیگران در هنگام خستگی ما، ناخوشایند به نظر میآید؛ پس نباید اجازه بدهیم که این تفسیر نادرست در ذهن ما حک شود.
گفتوگوی فعال داشته باشید.
گفتوگوی فعال یکی از مهمترین توصیههاییست که به زوجهای جوان برای افزایش تفاهم میشود. در این جلسهی گفتوگو، شما باید صادقانه، احساسات، ارزشها و اولویتهای خود را با همسرتان درمیان بگذارید. از طرفی باید متقابلا، بدون قضاوت یا برچسبزدن، به احساسات، ارزشها و اولویتهای طرف مقابل گوش بدهید. این اقدام را حداقل هفتهای چندبار باید انجام بدهید.
برای افزایش تفاهم در زندگی مشترک، “تمرین“ کنید.
واضح و روشن است که برای موفقیت در هرچیزی، تمرین لازم است. اگر دوست دارید که افزایش تفاهم را به شکل پررنگی در زندگی خود ببینید، پس باید برای آن تمرین کنید. توصیه میشود در صورتی که شرایط مراجعه به یک مشاور را دارید، به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا خلاءهای رابطهتان را شناسنایی کند و براساس آن تمرینهایی به شما بدهد. اما فعلا اگر چنین شرایطی ندارید، میتوانید از تمرین زیر استفاده کنید.
مرحله اول: آماده کردن جدول
در تمرینی که برای افزایش تفاهم در زندگی ارائه میدهیم، تنها نیاز به یک دفتر و خودکار داریم. دفتری بردارید. یک صفحه را باز کنید. آن صفحه را به پنج ستون عمودی تقسیم کنید. ستون اول را موقعیت، ستون دوم را افکار خودانگیخته اولیه، ستون سوم واکنش احساسی، ستون چهارم افکار خودانگیخته ثانویه و ستون پنجم را افکار منطقی نام گذاری کنید.
مرحله دوم: تصور و ترسیم موقعیت
موقعیتهایی که باعث بروز اختلاف و سوءتفاهم در زندگیتان میشود را تصور کنید. سپس یکی از آنها را با زبان حال، در ستون اول یادداشت کنید. مثلا: من جلوی مرکز خرید هستم تا محمد به دنبالم بیاید؛ اما او بیشتر از یک ربع است که تاخیر دارد. در روزهای اول تمرین، ما از موقعیتهای فرضی استفاده میکنیم. اما در روزهای بعدی، سراغ موقعیتهای واقعی میرویم. بعد از چندبار تمرین، هر موقعیتی که در آن دچار سوءتفاهم شدید را در این جدول یادداشت کنید.
مرحله سوم: پر کردن ستونهای دوم، سوم و چهارم
اولین فکری که در موقعیت ترسیم شده به ذهنتان خطور میکند را در ستون افکار خودانگیخته اولیه بنویسید. مثلا در موقعیت تاخیر همسر چه فکری درباره او میکنید؟ او بیتوجه است؟ بینظم است؟ در زمانبندی ضعف دارد؟ هرکدام از اینها که اول به ذهنتان میرسد، آن را یادداشت کنید. در ستون بعدی واکنش خود را بنویسید. فورا با او تماس میگیرید؟ خودخوری میکنید؟ در ستون چهارم، افکار خودانگیخته ثانویه را بنویسید. افکار ثانویه معمولا همان قیاسها هستند. مثال: فقط بلده از زمانبندیهای من ایراد بگیره! / اون بارها این تاخیر رو تکرار کرده اما من به روش نیاوردم! پس تقصیر منه!
مرحله چهارم: پر کردن ستون آخر
حالا سعی کنید به دور از احساسات خود، بهشکل منطقی به موقعیت نگاه کنید. آیا دیر کردن همسرتان ممکن است ناشی از کار زیاد باشد؟ آیا ممکن است در راه تصادف کرده باشد؟ شاید شما چند دقیقه زودتر از قرارتان، به محل قرار آمدهاید و این کلافهترتان کرده. یا با توجه به ساعت تعطیلی ادارات، این تاخیر، تاخیری معقول است. شاید خستگی شما ناشی از خرید، شما را زودرنج کرده است. تمام احتمالات را بدین صورت در نظر بگیرید و با خود مرور کنید. یادتان باشد که برای افزایش تفاهم در زندگی، باید در انجام تمرین ممارست داشته باشید و آن را چندماهی ادامه بدهید. در صورتی که اختلافات شما با وجود این تمرینها کمرنگ نشد، توصیه میشود که به یک مرکز مشاوره مانند مرکز مشاوره یارا مراجعه کنید.
منبع مطالب: کتاب عشق هرگز کافی نیست – آرون تی بک