مشاوره خانواده صرفا درباره اختلافات زوجین و مسائل و مشکلات زناشویی بحث نمی کند. بلکه یک مشاور خانواده خوب درباره تمام حیطه های زندگی خانوادگی راهکارهای مفید ارائه می دهد. یکی از حیطه های مهم زندگی خانواده که در مراکز مشاوره خانواده جزء مسائل زوجین مطرح می گردد، موضوع مدیریت اقتصادی خانواده است. در این یادداشت قصد داریم نکاتی را درباره این موضوع مهم مطرح کنیم.
اقتصاد چیست؟
اقتصاد از آن واژه هایی است که مطمئنا تا به حال آن را بارها و بارها در گفته ها و نوشته هایتان به کار برده اید و یا در مورد آن مطالب گوناگون را خوانده و شنیده اید و یا در زندگی فردی و اجتماعی تان، مستقیم یا غیر مستقیم با مسائل و موضوعات آن سروکار داشته اید. هنگامی که فیش حقوقی تان را بررسی می کنید و یا در صف بانک برای پرداخت قسط وام تان منتظر ایستاده اید و یا پیرامون مالیات دولت، فقر و حاشیه نشینی، تحریم ها، پیشرفت و توسعه و … صحبت می کنید در واقع بحث شما پیرامون مسائل و موضوعات اقتصادی است. شاید گستردگی موضوعات اقتصادی از یک طرف و دامنه تاثیرگذاری آن بر زندگی فردی و اجتماعی ما باعث شده است ناگزیر از این باشیم که لحظاتی هرچند اندک را به تفکر و تامل عمیق تر درباره اقتصاد اختصاص دهیم. خصوصا زمانی که سطح این موضوعات اقتصادی از یکسری بحث های کلان پیرامون وضعیت اقتصادی کشور و … به سطح خانوار (یعنی اصیل ترین واحد اجتماعی و همان جایی که هرکدام از ما نقشی را در آن برعهده داریم و مسئولیتی را به دوش گرفته ایم) کشیده شود. این جا دیگر بحث از نقد و انتقاد عملکرد دیگران نیست بلکه باید مطالبی را بیاموزیم که خود اجرا کننده اصلی آن خواهیم بود.
تاکنون از اقتصاد تعاریف مختلفی ارائه شده است که می توان هرکدام از آنها را به نحوی به اقتصاد خانواده نیز مربوط دانست و از دل آن تعریفی را برای اقتصاد خانواده استخراج کرد. بد نیست بدانید که در زبان یونانی واژه اکونومی به معنای تدبیر منزل است. بزرگان یا فلاسفه قدیم نیز اقتصاد یا اکونومی را به معنای تدبیر منزل به کار می بردند و آن را مهارتی می دانستند که می توان با به کاربردن آن، به اعتدال در خانواده رسید و راه را برای رشد و کمال آن هموار نمود. البته آنان این شاحه از معرفت را زیر شاخه ای از حکمت عملی می دانستند و در آن تنها به دخل و خرج خانوار نمی پرداختند بلکه روابط مدیر خانه با همسر و فرزندان، بندگان و اموال را نیز مورد بررسی قرار می دادند و برای اداره این امور راهبردهایی را تجویز می نمودند.
اما پس از آنکه زمینه برای گسترش علمی مفهوم اقتصاد برداشته شد تعاریفی همچون«علم بررسی پدیده ها و رفتارهای اقتصادی انسان» «علم بررسی تولید، توزیع، مبادله و مصرف» « علم دست یابی به بیش ترین منفعت از طریق کمترین هزینه» «علم تخصیص بهینه منابع کمیاب به نیازهای نامحدود بشر » و … ارائه گردید. با توجه به مجموعه این تعاریف می توان اقتصاد خانواده را در واقع « علم بررسی رفتارها و پدیده های اقتصادی در سطح خانوار» تعریف کرد که در آن به دنبال تخصیص بهینه منابع اقتصادی خانواده به نیازهای افراد آن می باشیم. تخصیص بهینه نیز یعنی دستیابی به بیشترین سطح از مطلوبیت و رضایت با کمترین هزینه موجود.
اقتصاد خانواده
همان طور که می دانیم منابع اقتصادی یک خانواده محدود است. ممکن است در نگاه اول بتوانید انواع و اقسام مختلفی از منابع اقتصادی خانواده مانند پول، خانه، ماشین و … را نام ببرید اما با یک نگاه دقیق تر درخواهید یافت که همه آنها در یک ویژگی مشترکند و آن ویژگی چیزی نیست جز کمیابی یا محدودیت. همه افراد دوست دارند که بتوانند انواع و اقسام لباس ها را داشته باشند، غذاهای مختلف را استفاده کنند و از تجربه مسافرت ها و تفریحات گوناگون بهره مند شوند اما آنچه که این مسائل را محدود می کند، محدودیت بودجه خانوار است. از آن جا که بودجه و منابع درآمدی هر خانوار محدود است ما ناگزیر از انتخاب هستیم. انتخاب اینکه چه چیزی را مصرف کنیم؟ چگونه مصرف کنیم ؟ کی مصرف کنیم و بودجه خود را چگونه به نیازهای مختلف اختصاص دهیم.
شاید تا به حال تجربه کرده باشید که مثلا با یک مقدار پول مشخص قرار باشد برای یک وعده غذایی خودتان، خانواده و یا دوستان در یک اردو غذا تهیه کنید. اصلی ترین مسئله این است که تصمیم بگیرید و یا انتخاب کنید که اولا چه غذایی با چه ویژگی هایی باید تهیه شود؟ به چه مقدار باید تهیه شود؟ چطور می شود غذایی تهیه کرد که همه افراد خانواده به آن علاقه مند باشند و از خوردن آن لذت ببرند؟ و …
در واقع شما در این تجربه نیازمند این هستید که بهترین گزینه را انتخاب کنید . شاید به همین دلیل است که می گویند انتخاب قلب اقتصاد خانواده است
نکته دیگر اینکه ما در اقتصاد خانواده علاوه بر آن که با چگونگی تخصیص بودجه فعلی خانواده به نیازهای خانوار آشنا می شویم، با راه های افزایش بودجه خانوار از طریق کارآفرینی، سرمایه گذاری، پس انداز و … نیز آشنا خواهیم شد.
هنگامی که مشکلات مالی و اقتصادی گریبانگیر اقتصاد خانواده می شود، برای عبور از این مشکل چندین راهکار وجود دارد:
۱ – کاهش هزینه ها
منظور از کاهش هزینه این نیست که افراد دچار خساست شوند بلکه این است که زن و شوهر با تصمیم گیری مشارکتی، هزینه های اضافی خود را کاهش دهند. خانم ها در کاهش هزینه نقش بسیار موثری دارند.برای اجرایی شدن این استراتژی باید با توافق زوجین، هزینه ها اولویت بندی و سپس کاهش هزینه ها عملی شود.
۲ – افزایش درآمد
منظور از افزایش درآمد یعنی اینکه زن و مرد هر کدام به نوعی در فکر ایجاد درآمد باشند یا کار یا شغل جدیدی را وارد سیستم زندگی شان کنند. برای افزایش درآمد، نخستین و مهم ترین مسئله، ایجاد ارتباط است. ما زمانی می توانیم شغل و کار جدید داشته باشیم که با دوستان و آشنایان در ارتباط باشیم. زوجی که خودشان را منزوی و گوشه گیر می کنند، نمی توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و کمتر با پیشنهادهای کاری مواجه می شوند.
۳ – مشورت اقتصادی
یکی از موارد رایج در جامعه ما این است که مردان در زمینه امور شغلی و کاری خود با همسرانشان مشورت نمی کنند، در صورتی که در حوزه اقتصاد خانواده همه اعضا باید نظر دهند. البته نباید فراموش کرد که رای خانواده بدون مشورت گرفتن از کسانی که دارای شم و هوش اقتصادی هستند، مناسب نیست و اگر با نظر خود حرکت کنند احتمال زمین خوردنشان قطعی است.در صورت نبود اینگونه افراد در اقوام، دوستان و آشنایان باید از مشاور اقتصادی کمک گیرند.
بحث دیگری که باید روی آن تامل نمود بحث نیازها و مدیریت آن است. همانطور که گفته شد اقتصاد خانواده دو جزء اصلی دارد. یک جزء آن مربوط به درآمدهای خانواده است و جزء دیگر آن مربوط به هزینه ها و یا مصارف خانواده . این نکته را هرگز فراموش نکنید که “شما چنانچه پولدارترین آدم روی کره زمین هم باشید تا زمانی که نتوانید مصرف و هزینه های خانواده خود را مدیریت کنید نخواهید توانست با درآمدهای خود از پس هزینه ها برآیید.” بماند که تا زمانی هم که نتوانید مصرفتان را مدیریت کنید با هرنوع کار و درآمدی نمی توانید پولدار شوید و برای خود سرمایه ای مهیا کنید. لذا مدیریت مصرف (دقت کنید! مدیریت مصرف یعنی درست مصرف کردن نه کم مصرف کردن و خساست) یکی دیگر از اجزاء مهم اقتصاد خانواده است.
فکر می کنم از مجموعه بحث های فوق روشن شد که ما در اقتصاد خانواده به دنبال پاسخ به چه سوالاتی می گردیم. در واقع در اقتصاد خانواده به دنبال این هستیم که مدیریت صحیح دخل و خرج خانوار را یاد بگیریم تا بتوانیم آن را در زندگی خود به کار بریم.
شما که الان در حال خواندن این صفحات می باشید دارای چه مدرکی هستید؟ چه شغلی دارید؟ از چه جایگاه اجتماعی برخوردار هستید؟ مطمئنا می دانید که مدیریت صحیح دخل و خرج یا چیزی که تحت عنوان هوش مالی از آن یاد می شود هیچ ربطی به مدرک و کارنامه تحصیلی شما ندارد!
اگر شما
– یک کارمند با تحصیلات عالیه دانشگاهی هستید اما سال های سال است که فقط دل به حقوق ماهیانه خود خوش کرده اید و درآمد دیگری ندارید
– اگر یک خانم خانه دار هستید که نمی دانید چه طور باید از پس نیازهای مختلف فرزندان برآمد و چه طور می شود هزینه شهریه دانشگاه پسر بزرگ خانواده را با هزینه سرویس مدرسه پسر کوچک و هزینه جهیزیه دختر خانواده جمع کرد
– اگر مدیر یک بنگاه اقتصادی هستید که سال به سال با کاهش تولید و تعدیل نیرو مواجهید و دخلتان به خرجتان نمی خورد و به دنبال تعطیل کردن کارخانه و سرمایه گذاری در زمین ، دلار و … هستید
– اگر جوانی هستید که به دنبال یک کار دولتی با یک حقوق ثابت می گردید تا پولی به دست آورید و از بی کاری نجات پیدا کنید
– اگر دانشجویی هستید که کماکان از پول توجیبی پدر استفاده می کنید
– اگر قبض آب و برق منزلتان حجم عظیمی از درآمد شما را به خودش اختصاص می دهد
– اگر بدهی ها آرامش شما و خانوده تان را سلب کرده و خواب و خوراک ندارید
– اگر به بازار می روید و پس از برگشت متوجه می شوید که کلی خرید کرده اید که قصدش را نداشته اید
– اگر از همین الان غصه تامین هزینه مسافرت سال آینده تان را می خورید
– و یا هر چیز دیگری از این دست
با هر مدرک تحصیلی که هستید (با عرض شرمندگی) باید بگویم که در کلاس سواد اقتصادی اصلا کارنامه خوبی ندارید و بی سواد محسوب می شوید؟؟!!
به شما توصیه می کنم که به دنبال کتاب هایی با عنوان اقتصاد خانواده، سواد اقتصادی، هوش مالی و … بگردید تا از زمره بی سوادان خارج شوید