شاید شما هم مادرانی را دیده باشید که هنگام تعویض پوشک، شیر دادن و… با کودک خود صحبت میکنند. اما احتمالا نمیدانید که همین مکالمهی محبتآمیز، باعث پیشگیری از اختلالات روانی در آن کودک میشود. یکی از این اختلالات روانی که در سن قبل از مدرسه رخ میدهد، دلبستگی واکنشی نام دارد. ریشهی این اختلال، در عدم دریافت مراقبت خوب و کافی از طرف مراقبان در دوره نوزادی و کودکیست. اگر با کودکانی که در پرورشگاهها و مراکز بهزیستی رشد کرده باشند مواجه شده باشید، احتمالا نشانههایی از این اختلال را دیدهاید. در ادامه به بررسی این نشانههای اختلال، راه درمان ئ راههای پیشگیری از این اختلال میپردازیم.
اختلال دلبستگی واکنشی چیست؟
اختلال دلبستگی واکنشی در کودکان زیر پنج سال اتفاق میافتد. در این اختلال، کودکان یک الگوی رفتاری انزواجویانه دارند که در آن ندرتا به یک مراقب قابل اعتماد برای کسب حمایت، محبت و یا تسلی مراجعه میکنند. این اختلال در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5)، زیر دستهی اختلالات مرتبط با آسیب (تروما) قرار میگیرد. باید توجه داشت که این اختلال، با اختلالات طیف اوتیسم (درخودماندگی) و اختلالات افسردگی، متفاوت است.
اختلال دلبستگی واکنشی چه نشانههایی دارد؟
کودکی که دچار اختلال دلبستگی واکنشی است، برای دریافت حمایت، توجه یا مراقبت، به کسی که والد یا مراقب او محسوب میشود، تلاش چندانی نمیکند. آنها واکنش خاص یا مثبتی به کوششهای مراقبین، نشان نمیدهند. وقتی ناراحت هستند، به دنبال تسلیجویی نمیروند. احساسات مثبتی مانند شادی در آنها بسیار کمتر از همسالانشان دیده میشود. آنها در هنگام برقراری ارتباط به دیگران، به شدت دچار آشفتگی میشوند.
دلایل بروز این اختلال روانی چیست؟
روانشناسان معتقدند که کودکانی که در دوران نوزادی، الگوی مراقبت ناکافی را تجربه میکنند، دچار اختلال دلبستگی واکنشی میشوند. این الگو معمولا در چنین مواقعی شکل میگیرد:
- وقتی والد یا پرستار کودک، نسبت به نیازهای احساسی (هیجانی) او، غافل باشد. به عنوان مثال، نیاز نوزاد برای تسلی یا دریافت محبت، به خوبی پاسخ داده نشده و رها شود.
- کودکانی که مراقبان متعدد و مختلفی را تجربه میکنند و فرصتی برای برقراری ارتباط با ثبات با آنها را ندارند. به همین دلیل است که این اختلال، در کودکانی که در مراکز بهزیستی نگهداری میشوند، بهشدت مشهود است.
درمان اختلال دلبستگی واکنشی
همهی مداخلات درمانی برای این اختلال، برپایهی نظریهی دلبستگی قرار دارند. نظریهی دلبستگی، روابط عاطفی انسانها را مورد تحلیل قرار میدهد و معتقد است که پایهی این روابط، در نوزادی بنا میشود. این نظریه میگوید که الگوی ما در روابط عاطفی، دقیقا الگوییست که در اولین رابطهی عاطفی خود تجربه کردهایم. به همین دلیل است که وقتی درمانگران با کودکی که دچار این اختلال است مواجه میشوند، تمرکزشان بر اصلاح رابطهی کودک با مراقبانش است. درمانگران تلاش میکنند تا واکنشهای سریع، بهموقع و صحیح از سوی مراقبان اصلی را افزایش دهند. در قدم اول، وضعیت امنیتی این کودکان مورد بررسی قرار میگیرد. اگر محیط رشدی این کودکان ناامن بود، باید هرچه سریعتر به یک محیط امن منتقل شوند. در ادامهی فرآیند درمانی هم حتما باید بر امنیت محیط زندگی کودک، نظارت کامل وجود داشته باشد.
در قدم دوم، باید شرایطی فراهم شود تا کودک با والدین یا مراقبان خود تعامل مثبت داشته باشند. برای رسیدن به این هدف، احتمالا مداخلات زیر لازم باشد:
-
آموزش والدین:
به والدین آموزشهایی مانند مهارتهای فرزندپروری، مراحل رشدی کودکان و راههای کنترل و کاهش اختلال دلبستگی واکنشی داده شود.
-
رواندرمانی:
ممکن است والدین این کودکان، به علت داشتن بیماریهای روانی، به نیازهای عاطفی کودک بیتوجه باشند. اگر چنین حدسی صحت داشته باشد، والدین باید حتما تحت نظارت و درمان قرار بگیرند.
-
حمایت روانی و اجتماعی از خانواده:
والدین ممکن است به دلیل درگیری با مشکلات مالی یا اجتماعی، از کودک خود غافل شده باشند.
در چنین شرایطی، با حمایت مالی یا روانی از خانوادهی کودک، میتوان به ساختن تعامل مثبت بین آنها کمک کرد.
4. معرفی مراقب جانشین:
اگر به هردلیلی والدین نمیتوانند به طور مداوم از کودک مراقبت کنند، حتما باید یک فرد جانشین به کودک معرفی شود. نکتهی کلیدی اینجاست که فرد جانشین، حتما باید مشخص و معین باشد و دائما تغییر نکند. در غیر این صورت، تلاشهای کودک برای ایجاد یک دلبستگی ایمن، ناکام میماند.
تلاشهای والدین، مهمترین عامل پیشگیری
اختلال دلبستگی واکنشی، هرچند که یک اختلال عمیق و ناراحت کننده است، اما به راحتی قابل پیشگیریست. والدین میتوانند با مدنظر داشتن چند نکته، از بروز این اختلال جلوگیری کنند:
- تلاش کنید تا جای ممکن، خودتان از نوزادتان مراقبت کنید. در مواقع ضروری هم، سعی کنید او را بین چند مراقب مختلف جابهجا نکنید و دلبندتان را به یک پرستار یا مراقب مشخص بسپارید.
- همانطور که اگر کنار یک فرد بالغ قرار میگیرید، با او حرف میزنید، با نوزادتان هم حرف بزنید. نگذارید لحظههای شیر خوردن، پوشک عوض کردن یا مابقی لحظات روزمرهتان، بدون مکالمه بگذرد. هرچند که نوزادان توانایی درک کلمات را ندارند، اما میتوانند لحن شما را تفسیر کنند. وقتی با لحنی مهربان با او حرف میزنید، نوزاد محبتی که نیاز دارد، از کلامتان دریافت میکند. در واقع کلام محبتآمیز شما، نقش مهمی در ساخته شدن اولین رابطهی عاطفی فرزندتان دارد.
- اگر اولین تجربهی بچهداری را از سر میگذرانید، توصیه میکنیم از کلاسهای آموزشی استفاده کنید تا راههای ارتباطی با کودک خود را بیاموزید. به عنوان مثال، گریهها در نوزادان انواع و اقسامی دارند. اگر نوزاد به خاطر نیاز به توجه گریه کند و شما آن را به معنی گرسنگی برداشت کنید، احتمالا در رابطهی خود دچار مشکل خواهید شد. شما و کودکتان مستحق یک رابطهی عاطفی سالم و پرمهر هستید.
جمعبندی
اختلال دلبستگی واکنشی، یکی از اختلالاتیست که به دلیل مشکل در رابطه عاطفی نوزاد با مراقبش (دلبستگی) به وجود میآید. ریشهی این اختلال، در عدم دریافت مراقبت خوب و کافی از طرف مراقبان در دوره نوزادی و کودکیست. در اختلال دلبستگی واکنشی، کودکان رفتاری انزواجویانه نسبت به والدین یا مراقبان خود دارند. برای درمان این بیماری، بر روی امنیت کودک و ترمیم رابطهی کودک با مراقبان خود تاکید میشوند. همچنین توجه به اوضاع و شرایط والدین و مراقبان هم نقش پررنگی در درمان این اختلال دارد. برای تشخیص اختلال دلبستگی واکنشی، بهتر است حتما به یک روانشناس متخصص مراجعه شود. با ساختن یک رابطهی عاطفی محبتآمیز با کودک خود، میتوانید از ابتلای به این بیماری روانی جلوگیری کنید.