درهرچند که در جامعه طلاق، نامطلوب است، اما گاهی تنها راه باقیمانده برای ادامه دادن زندگیست.
برخی افراد بعد از جدایی بهشدت مغموم و افسرده میشوند و تلاشی برای ساختن دوباره زندگی خود نمیکنند. ناراحتی و رنجش بهخاطر طلاق، پدیدهای همگانی است و نمیتوان کسی را بهخاطر آن سرزنش کرد. آن چیزی که اهمیت دارد، این است که افراد چگونه با این ناراحتی مواجه میشوند. هرکس مسیر بازسازی خودش را بعد از طلاق به درستی طی کند، قطعا دوباره آن روی زیبای زندگی را خواهد دید.
دکتر رابرت آلبرتی معتقد است که از روزی که افراد وارد فرآیند جدایی میشوند تا روزی که زندگی خود را دوباره بازسازی کنند، چند مرحله مختلف را با ترتیب یکسان طی میکنند.در افراد ممکن است مدت زمان طی این مراحل متفاوت باشد، اما الگوها و ترتیب مراحل طی شده مشترک است. ما در این مقاله به توضیح این مراحل میپردازیم.
اگر شما هم به تازگی طلاق را پشت سر گذاشتهاید، ابتدا باید ببینید که الان در کدام مرحله ایستادهاید؟ مرحله اول؟ دوم؟ پنجم؟ سپس مراحلی را که در پیش دارید را با شرایط خود تطبیق بدهید و مسیری را که برای رسیدن به آخرین مرحله نیاز دارید را ترسیم کنید.
اولین مرحله بعد از طلاق : انکار، ترس، سازگاری افراطی
این مراحل را شما صرفا بعد از طلاق تجربه نمیکنید؛ بلکه بعد از هر شکستی در زندگی خود این سه مرحله را طی خواهید کرد.
1.انکار:
انکار یعنی این اتفاق رخ داده؛ اما شما هنوز نمیخواهید آن را باور کنید. برای عبور از این مرحله، لازم است که خطاها و کاستیهای زندگی مشترکتان را مرور کنید تا باور کنید که زندگی شما آنقدر بیعیب و نقص نبوده که نتوان طلاق را برایش تصور کرد. اقرار به خطا و پذیرفتن آن مهمترین قدمیست که میتوانید در این مرحله بردارید.
2. ترس :
با توجه به این که طلاق اتفاق کوچک و سادهای نیست، احساس ترس بعد از طلاق کاملا طبیعیست. در اینجا باید دو اقدام مهم انجام دهید: یک لیست واضح و شفاف از ترسهایی که دارید بنویسید. از چه چیزهایی بعد از طلاق میترسید؟ رفتار خانوادهها؟ از دست دادن شغل؟ هر موضوعی که از آن ترس دارید را ریزبهریز یادداشت کنید. قدم بعدی این است که فکر کنید این ترسها قطعا اتفاق خواهد افتاد! حالا چه کار میکنید؟ خودتان را برای مواجهه صددرصدی با آنها آماده کنید. اقداماتی که برای مواجهه با این ترسها نیاز دارید را یادداشت کنید و سراغ عملی کردن آنها بروید.
3.سازگاری افراطی :
احساس مسئولیت بیش از حد، انجام رفتارهای کمالگرایانه و موارد اینچنینی، از ناسازگاریهای افراطی و ناسالم محسوب میشوند. در این مرحله درواقع شما دست به کارهایی میزنید که انتظار داشتهاید برای شما انجام شود. به همین دلیل تلاش میکنید آن را برای دیگران انجام دهید. سعی کنید که بر روی این رفتار خود، کنترل داشته باشید و بیش از حد، به برداشت ذهنی دیگران درباره خودتان اهمیت ندهید.
مراحل چهارم تا هفتم بعد از طلاق : احساس تنهایی، از دست دادن دوستیها، احساس طردشدن و غم
این چهار مرحله، تقریبا ناراحتکنندهترین مراحل بعد از طلاق هستند. اگر این مراحل را به خوبی بگذرانید، یعنی قدم بلندی برای عبور کردن از زندگی سابق خود برداشتهاید. مهم این است که این احساسات را بپذیرید و از آن فرار نکنید؛ سعی کنید تنهایی خود را با روشهای سالم پرکنید و سراغ دوستیهای سازنده بروید. اگر شما فردی نباشید که برای طلاق پیشقدم شده، احتمالا بیشتر از طرف مقابلتان احساس طردشدن میکنید. فراموش نکنید که هر فرد به خودی خود ارزشمند است. اگر در زندگی مشترک خود شکست خوردهاید، دلیل بر بیارزش بودن شما نیست.
مراحل هشتم تا دهم: خشم، رها کردن، خودارزشمندی
اگر از احساسات غمانگیز بعد از طلاق عبور کردهاید، حالا نوبت خشم است. هرنشانهای از زندگی سابق شما، شما را به یاد رنجهایی که پس از جدایی تحمل کردهاید میاندازد و خشم را در شما برمیانگیزد. در اینجا باید تلاش کنید تا آن زندگی گذشته را رها کنید. برای خودتان و مسیر زندگی آیندهتان تمرکز کنید تا احساس خودارزشمندی را در خود بالا ببرید.
مراحل یازده تا آخر بعد از طلاق: انتقال، صداقت، عشق، اعتماد
انتقال و صداقت :
تا اینجا سختترین مراحل را طی کردهایم و راه زیادی تا قله نداریم. الان وقت این است که آنچه را که از کودکی خود تا روزهای بعد از طلاق با خود حمل کردهاید را بشناسید. بعضی از الگوهای ناسازگارانه، از کودکی با ما همراهاند و ممکن است در روزهای بعد از طلاق به شدت پررنگتر شوند. باید تلاش کنید که آثار زندگی گذشته خود را بر زمین بگذارید و با خود حمل نکنید.
لازم است که با خود صادق باشید تا آنها را اصلاح کنید. احساسات خود را از خودتان پنهان نکنید. پنهان کردن احساسات باعث میشود که حتی در زندگی بعدی خود شکست بخورید. تظاهر به قوی بودن یا شوخ بودن، آن هم در حالی که از درون سردرگم و ناراحت هستید، کاری را از پیش نخواهد برد. اولا همه دیر یا زود متوجه این تظاهر شما خواهند شد. ثانیا، این تظاهر و عدم صداقت با خودتان، بیشتر از همه، خودتان را آزار خواهد داد.
عشق :
مفهوم عشق را پیش خودتان مرور کنید. آیا هنوز بعد از طلاق هم میتوانید عشق را به طور دقیق برای خود تعریف کنید؟ عشق ابعاد و انواع مختلفی دارد.
انواع عشق بین زن و مرد را باید سعی کنید بشناسید و ببینید عشق ورزیدن در شما در کدام دسته قرار میگیرد؟ دقیقا از یک رابطه عاشقانه چه میخواهید؟ صرفا عاطفه و هیجان؟ آیا به خاطر کمبود محبت و توجه به دنبال رابطه عاشقانه هستید؟ اصلا میتوانید در قدم اول خودتان را دوست بدارید؟
اعتماد :
در نهایت، وقتی مفهوم عشق را بازیابی کردید، حالا وقت این است که اعتماد از دست رفته خود را بازسازی کنید. سعی کنید که خطاهای همسر سابق خود را به همه افراد تعمیم ندهید. در عین حال، آگاهانه سراغ شروع یک رابطه جدید بروید.
شما اگر مراحل قبل را به درستی پشت سر گذاشته باشید، به احتمال زیاد طی کردن این مرحله سخت نخواهد بود. درنهایت با پشت سر گذاشتن این پلهها، شما به استقلال، آزادی و هدفمندی در زندگی خود دست پیدا خواهید کرد.
جمعبندی:
طلاق هرچند که بهطورکلی امر مطلوبی نیست، اما گاهی تنها راه ادامه دادن زندگی است. اگر تجربه جدایی دارید، مهم این است که تلاش کنید تا دوباره زندگی خود را بازسازی کنید. دکتر رابرت آلبرتی معتقد است که الگوی زندگی بعد از طلاق بین همه افراد مشترک است.
همه افرادی که تجربه طلاق دارند، این مراحل را به ترتیب طی میکنند: انکار، ترس، سازگاری افراطی، احساس تنهایی، از دست دادن دوستیها، احساس طردشدن، غم، خشم، رها کردن، خودارزشمندی، انتقال، صداقت، عشق، بازسازی اعتماد، و درنهایت دستیابی به استقلال، آزادی و هدفمندی.
در صورتی که شما هم در فرایند جدایی هستید و احساس میکنید بیشتر از خواندن یک مقاله اینترنتی به راهنمایی نیاز دارید، بهتر است به یک مرکز مشاوره مانند مرکز مشاوره یارا مراجعه کنید که در آن خدمات مشاوره خانواده ارائه میشود. مشاوره خانواده به شما کمک میکند که از شرایط بعد از جداییتان راحتتر عبور کنید.
(منبع: برگرفته از کتاب بازسازی زندگی پس از طلاق/ رابرت البرتی)