آثار ازدواج در زندگی افراد
یقینا همه ما این روایت معروف و پرکاربرد از پیامبر اسلام(ص) را در مراسم عقد و ازدواج بستگان و آشنایان خود از زبان عاقد شنیدهایم که: «النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی»(میزان الحکمة: ۲۵۲) ازدواج، سنّت من است. هر کس از سنّت من رویگردان شود از من نیست. یا اینکه از قدیم گفتهاند با ازدواج کردن دین انسان کامل میشود(که البته این نیز مبنای روایی دارد). ضمن این که روایات بیشماری از پیامبر(ص) و سایر ائمه معصومین(ع) در این زمینه وجود دارند که بر اهمیت ازدواج در اسلام گواهی میدهند. بسیاری از جوانان به ویژه آقا پسرها معمولا در جلسات مشاوره ازدواج یا مشاوره فردی این سوال را مطرح میکنند که اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟ اهمیت ازدواج در زندگی فردی ما کجاست؟ زندگی مجردی چه عیب و ایرادی دارد؟ آیا بدون ازدواج کردن هم میتوان به رشد و توسعه فردی رسید یا خیر؟ و سوالاتی از این قبیل که معمولا مراکز مشاوره خانواده و روانشناسان با آن مواجه هستند. در این مقاله سعی خواهیم کرد به علل و چرایی اهمیت ازدواج و آثار آن در زندگی فردی اشاره نماییم.
ازدواج؛ میثاق غلیظ
در قرآن کریم، بارها سخن از پیمان میان خدا و بندگان را می بینیم که در صدر این پیمان ها، پیمان سخت و مستحکمی است که از آن با عنوان «میثاق غلیظ» تعبیر شده است. این میثاق غلیظ، یک بار میان خدا و پیامبران، یک بار میان خدا و بندگان و یک بار دیگر نیز میان زنان و شوهران است. وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا. وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا(سوره نساء: 20 و 21) و اگر خواستيد همسرى [ديگر] به جاى همسر [پيشين خود] ستانيد و به يكى از آنان مال فراوانى داده باشيد چيزى از او پس مگيريد آيا مىخواهيد آن [مال] را به بهتان و گناه آشكار بگيريد. و چگونه آن [مهر] را مىستانيد با آنكه از يكديگر كام گرفتهايد و آنان از شما پيمانى استوار گرفتهاند.
چرایی اهمیت ازدواج
شاید برای همه شما این سوآل پیش آمده باشد که واقعا ازدواج چرا تا این حد در نگاه دینی مورد تاکید و تائید قرار گرفته و اهمیت بیش از اندازه آن کجاست که از هم پاشیدن این نهاد به منزله به لزره افتادن عرش خدا تلقی میگردد؟ برای پاسخ به این سوآل میبایست نگاهی به کارکردهای ازدواج و تشکیل خانواده بیاندازیم تا متوجه تاثیرات مفید این نهاد اجتماعی در جوامع انسانی شویم.
آثار فردی ازدواج
اولین و مهمترین تاثیر ازدواج بر زندگی خود فرد بوده و فواید آن متوجه او میگردد. این فواید عبارتند از:
-
آرامش و امنيت خاطر
مهمترين نيازي كه در پرتو ازدواج، برآورده و تأمين ميگردد، نياز به آرامش و امنيت خاطر است. اين نياز، كه در سرشت انسان ريشه دارد، چنان قابل توجه است كه خداوند منّان در قرآن كريم، ايجاد آرامش خاطر از طريق ازدواج را يكي از آيات خود معرفي كرده است.(روم:21) بنابراين، همسر موجب آرامش فکر و امنيت خاطر است، و جوان را كه در اوايل جواني با احساس تنهايي، بيهودگي و نداشتن پناهگاه عاطفي، دست به گريبان است، به جايگاه امن رهنمون شده و موجب ميگردد تا همسران با اتّكا به همديگر در مقابل امواج و گرفتاري هاي زندگي مقاومت كنند و با اميد بخشيدن به همديگر، به زندگي محبّت آميز خود ادامه دهند.
-
ارضای نیاز جنسی
تأمین غریزه جنسی یکی از کارکردهای محوری ازدواج است اما کارکردهای ازدواج محدود به این مورد نمیشود. «به واسطه ازدواج نه تنها نیاز جنسی بلکه نیاز به تعلق و پیوندجویی نیز که در سلسله مراتب نیازهای مازلو در مراتب بالاتری از نیاز جنسی قرار دارند، برآورده می شود. از این رو نمیتوان غایت ازدواج را صرفا در جهت ارضاء غریزه جنسی در نظر گرفت. اما از طرف دیگر میتوان گفت که راهکار فرهنگی تأمین غریزه جنسی به ویژه در چارچوب فرهنگ توحیدی اسلامی، ازدواج است که همراه با خود تعهدات و قیودی را برای طرفین به دنبال دارد.
بدیهی است که هرگونه تأخیر در امر ازدواج که ممکن است به نوبه خود تأخیر در ارضاء نیاز جنسی یا ارضاء آن را از طرق دیگر به ویژه تمسک به پاسخهای نسبتاً سهل الوصول و نسخههای فرهنگ رقیب در ارضاء این نیاز حیاتی، موجب گردد. براین اساس مهمترین پیامد و فایده ازدواج برای افراد، پاسخگویی مثبت و شرعی به نیاز و غریزه جنسی است که در سایه ارضای نیاز جنسی فرد به شادابی و طراوت جسمی و روحی خود نائل گردیده و نیز لذت و طعم ارتباط با جنس مخالف را تجربه میکند.
-
كمالات معنوي
ازدواج در فرهنگ اسلامي، پيوندي مقدّس است كه موجب حفظ دين، افزايش ثواب عبادات و به وجود آورنده مودّت و رحمت است. ازدواج همچنين عاملي مؤثر در حفظ پاك دامني و طهارت دلهاست. رسول گرامي(ص) ميفرمايند: هر كس ميخواهد خدا را در حال پاكيزگي و طهارت ملاقات كند به وسيله ازدواج عفّت پيشه سازد.(مستدرك الوسائل: ج14، ص150) همچنین در جای دیگری میفرمایند: اي گروه جوانان! هر يك از شما كه ميتواند ازدواج كند، برای این کار اقدام نمايد؛ زيرا ازدواج موجب ميگردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفّت انسان حفظ گردد.(همان: ص153)
به وسيله ازدواج، يكي از سركشترين نيروها يعني غريزه جنسي، ارضا شده و ميل به انحراف در انسان كاهش مييابد و در واقع، هواي نفس، كه منشأ بسياري از ناهنجاريهاست، تا حد زيادي مهار ميگردد و مهار هواي نفس از يك سو، و رحمت و مودّت الهي كه در ازدواج حاصل ميشود از سوي ديگر، موجب كمال نفس و نورانيت دل ميگردد. زيرا كسي كه به طرف گناه و ناهنجاري نرود و مشمول عنايات الهي باشد، به نورانيت درون و قلب نايل ميگردد. علّامه محمّدتقي جعفري در پاسخ اين سؤال برتراند راسل فیلسوف مادیگرا كه چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و آن را قانون قرار داده، گفته است: اسلام با ازدواج ميخواهد انسان واقعي به وجود آورد، و مسئله انسان و انسانيت مطرح است.
به گفته دانشمندان اخلاق، انگيزه اصلي گناهان و انحرافات اخلاقي و تربيتي، سه قوّه است: 1. قوّه شهويه 2. قوّه غضبيه 3. قوّه وهميه. اين سه قوّه در مرز تعديل خود، در وجود انسان براي دفع مفاسد و جلب ارزشها لازمند. نيروي غضب براي دفاع و مبارزه با تجاوزات بيگانه، نيروي شهوات در مسير طبيعي براي بقاي نسل و لذتها و تفريحات سالم، و نيروي وهميه براي كسب امور عادي در حدّ طبيعي لازم است. ولي طغيان و يا تعطيل آنها موجب افراط و تفريط شده، انگيزه انحراف و فساد خواهد گرديد. در قوّه شهويه، مهمترين عامل تعديل صحيح آن در شهوت جنسي، «ازدواج» است. ازدواج موجب كنترل اين قوّه شده، آن را از تجاوز و طغيان باز ميدارد. وقتي جلوي طغيان شهوات گرفته شود، زمينه براي كسب عفّت و دوري از گناه مهيّا ميگردد و انگيزه گناه از بين خواهد رفت.
-
ارتقای احساس مسئوليت
«از ما دیگه گذشت…» این نقل قول مشترک اکثر جوانانی است که تازه ازدواج کرده و از دوران مجردی خود عبور کردهاند. انسان تا وقتي تنهاست، بيشتر به فكر خود و منویات و علایق خود است و حركت او به سوي بي بندوباري و بزهکاری بیشتر از دوران تاهل محتمل میباشد. ولي وقتی ازدواج كرد، دیگر به این توجه میکند که تنها نيست و مسئوليت زن و فرزند را نيز بر عهده دارد. از اين رو احساس مسئولیت ناشی از تاهل او را از رویه گذشته خود منصرف کرده و ازدواج مانند عاملی بازدارنده و البته هدایتی، او را كنترل ميكند. شواهد بسياري وجود دارد كه جوانان پس از ازدواج، اصطلاحا سر به راه شدهاند و سبك سري و بيراهه رفتنهاي گذشته را ترك نمودهاند. نقل قول بالا به نوعی همان «احساس مسئوليت» است كه به اين صورت جلوه ميكند. احساس مسئوليت همان وجدان اخلاقي و «نفس لوّامه» است كه نقش بسياري در پاك زيستي و انضباط رفتاري دارد. لذا ازدواج صحيح، نقش سازندهاي در ايجاد چنين احساسي در انسان دارد.
-
تقويت و تثبيت صفات جنسي
عبور از مرحله كودكي و نايل شدن به بزرگسالي، نيازمند دستيابي به هويّت جنسي و نقش جنسيتي است كه اين دو بر اثر ازدواج و انتخاب همسر تثبيت ميشوند. زيرا وقتي در جامعه به فردي، «همسر» يا «شوهر» خطاب شود، در او اين حس را به وجود ميآورد كه به مرحله بزرگسالي رسيده است و از او انتظار ميرود تا مثل يك بزرگسال رفتار كند و از اين رو، احساس مسئوليت بيشتري نموده، سعي ميكند نقش جنسیتي خود را بهتر انجام دهد. در واقع، دختر و پسر به واسطه ازدواج، به شناختِ خود، عمق بخشیده و زنانگي و مردانگي خويش را ابراز ميكنند. آنها با این کار به بسياري از دل مشغوليهاي خود پايان داده و باورها و ارزشهاي محوري جامعه را در درون خود تثبيت و نسبت به آن متعهد ميشوند. در نتيجه، خود را از پراكندگي نقشها رهانيده، به انسجام در هويّت جنسیتي روي ميآورند. به بيان ديگر، ازدواج به ساختاري ميماند كه پيوسته زنان و مردان را تحت تأثير قرار ميدهد تا به رفتار خود شكل منطقي دهند و از همه مهمتر، موجب ميشود تا احساس زن و مرد بودن در آنان تقويت گردد.
-
رشد و شكوفايي استعدادها
ازدواج زمينه بروز خلّاقيتها و موفقيتها را در همسران افزايش داده، همچنين موجب ميشود تا فضايل اخلاقي و انساني در آنان به فعليت برسد. وقتي از مرد خانواده انتظار ميرود تا هنگام ضرورت براي حمايت از خانواده خويش، ايستادگي كند. اين انتظار روحيه دفاع و جوانمردي را در او تقويت خواهد كرد. همچنين به وجود آمدن شرايط مادري براي زنان، به واسطه تحمّل مشكلات فرزندپروري و شوهرداري، موجبات كمال روحي آنان و بالندگی ناشی از صبر و شکیبایی آنها را فراهم میکند. زوجین از طريق مسئوليتي كه در خانه و خانواده دارند، به تلاش بيشتر روي آورده و استعدادهاي خود را براي اداره مناسب خانواده پرورانده و بیش از پیش به كار میگيرند.

