آنچه باید درباره سن ازدواج بدانیم
افزایش سن ازدواج جوانان در حال حاضر یکی از مهمترین چالشها و مسائل جامعه ما میباشد که به دلایل مختلفی اتفاق افتاده است. اما شاید سوالی که اغلب جوانان و یا حتی خانواده آنها از مشاور خانواده و روانشناس میپرسند این است که سن مناسب ازدواج در پسران و دختران چند سالگی است؟ و یا معمولا در جلسات مشاوره پیش از ازدواج موضوع اختلاف سنی دختر و پسر از جمله مواردی است که توسط مشاور بررسی میشود. اینها نشان از اهمیت مقوله سن در ازدواج دارد که در این مقاله قصد داریم به بررسی کامل و همه جانبه موضوع سن ازدواج و نسبت آن با مقوله بلوغ فردی و اجتماعی طرفین بپردازیم.
درباره سن مناسب ازدواج
سن یکی از آن مولفههایی است که افراد تحت عنوان شرایط ازدواج لحاظ کرده و براساس سن و سال خود در مورد ازدواج تصمیم میگیرند. بسیاری از افراد معتقدند که مساله سن در موفقیت ازدواج تاثیر زیادی دارد و عدهای نیز سهم کمی برای این موضوع قائل هستند. برخی از خانوادهها هستند که فرزندان خویش را در سنین پایین و نوجوانی به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب میکنند و برخی نیز شرط سن را برای فرزندان خویش بسیار جدی و سخت میگیرند. حال واقعا کدام رویکرد در مورد بحث سن در ازدواج صحیحتر است؟
باید توجه داشت که سن ازدواج به معنی زمانی که فرد را آماده و مهیای تشکیل خانواده میکند امری کاملا نسبی و از فردی به فرد دیگر متغیر است. ممکن است برخی از افراد در سنین نوجوانی و پائین به بلوغ کامل و پختگی لازم برسند و آماده تشکیل خانواده باشند و ممکن است فرد دیگری در سن 30 سالگی هم نتواند به این مرحله برسد. لذا تعيين كردن سنّ براي ازدواج و يك نسخه پيچيدن براي همه افراد امري اشتباه است چون هر كسي در سن خاصی به بلوغ لازم میرسد. حال ما سعی میکنیم به صورت عینی و مشخص شرايطي كه يك شخص را به سنّ ازدواج یعنی بلوغ کامل ميرساند تبیین كنيم تا شما با تطبیق وضعیت خودتان با این شرایط، در مورد سن ازدواج خویش تصمیم بگیرید.
1.بلوغ جسماني:
دختر و پسر برای ازدواج کردن بايد از لحاظ جسمي و توانایی جنسی به بلوغ رسیده باشند. تحقيقات نشان ميدهد دختران در سن 13 تا 14 سالگي اكثراً بلوغ جسمي پيدا ميكنند و تمام دختران تا سنّ 17 سالگي بالغ ميشوند و در پسران نيز از سنّ 14 الي 17 سالگي تماماً بلوغ جسمي پيدا ميكنند. اولين شرط براي ازدواج همين بلوغ جسمي است كه منظور از بلوغ جسمي اين است كه اندامهاي جنسي دختر و پسر آمادگي مسائل زناشويي را داشته باشند. (مظاهري،32:1389)
2.بلوغ عقلي:
رشد فكري پس از بلوغ جسماني رو به تكامل ميرود. به این معنا که پس از بحرانهاي بلوغ، فرد استعدادها، توانائيها و امكانات محيطي خود را بهتر ميشناسد و نسبت به شخصيّت خود بيشتر آگاهي مييابد. در نتيجه تصميماتش بيشتر از عقل نشأت ميگيرند تا احساسات. (رجبیان،165:1380) معنای این سخن آن است که فردی میتواند مصداق انسان عاقل و رشید تلقی گردد که در مسائل زندگی خویش با عقلانیت اتخاذ تصمیم نماید و نه با احساس و عواطف خود.علاوه براین طرفین می توانند مستقل از خانواده تصمیم گیری و تصمیم گرفته شده را اجرا نمایند به طور کلی فرد از مهارت حل مسئله برخوردار باشد و نظام فکری مستقل از اطرافیان داشته باشد.
3.بلوغ عاطفي:
رشد عاطفي و احساسي از شرايط لازم براي ازدواج است و داراي محاسن و مزاياي زيادي است. از جمله اينكه قدرت محركة انسان است، عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسانها و جوامع بوده و از مهمترين عوامل موفقيّت در زندگي زناشويي است. فرد برخوردار از رشد عاطفي، مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گريه و شادي، محبّت و غيره در محدوده مورد قبول جامعه عمل ميكند، نه همانند يك كودك. رشد عاطفي نيز مانند رشد عقلي به سنّ تقويمي نيست، بلكه به ميزان يادگيري، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفي كودك با والدين و ديگر بزرگسالان آموخته ميشود.
فردی که دارای بلوغ عاطفی است آماده انتقال از خانه والدین به خانه خودش را دارد و از لحاظ عاطفی اصطلاحا بند نا ف عاطفیش قطع شده است و وابستگی به والدین را ندارد و توانسته است به استقلال عاطفی برسد.هیجاناتش را می شناسد حال چه هیجانات مثبت و چه منفی و قدرت ابراز عواطفو احساساتش را به نحو مناسب و صحیح دارد.
4.بلوغ اجتماعي:
رشد اجتماعي رابطة نزديكي با رشد عقلي و رشد عاطفي دارد. انسانها به طور معمول داراي چهار دنياي اجتماعي هستند که در آنها جامعهپذیر میگردند: خانواده، مدرسه، محل کار و گروه دوستان. كه فرد را بايد از نظر اجتماعي در آنها مورد ارزيابي و بررسي قرار داد. فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است روابط اجتماعي (از جمله رابطه بين زن و شوهر) را بهتر درك ميكند، به ديگران احترام ميگذارد، حقوق ديگران را محترم ميشمارد، نقش، وظايف و مسئوليتهاي مربوط به خويش را به نحو أحسن انجام ميدهد.
فردی که به رشد اجتماعی رسیده است در روابط با دیگران انعطاف و سازگاری دارد.حریم وحرمت برای آنها قائل است و از مهارتهای ارتباطی با دیگران برخوردار است و می داند که در هر موقعیت چه رفتاری را از خود نشان دهد و متناسب با موقعیت ها رفتار می نماید.
5.بلوغ اخلاقي:
روابط زناشويي همانند هر ارتباط اجتماعي ديگر بين انسانها با در نظر گرفتن ارزشهاي اخلاقي و معنوي زن و مرد است كه منجر به سعادت و معنويت زندگي آنان ميگردد. بسياري از امور و مسائل زندگي زناشويي در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقي قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسنديده مانند صداقت و گذشت، درستي و فداكاري و… باشند زندگيشان از سلامت و آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.
اگر دختر و پسر اين شرايط را دارا بودند ميتوانند گفت که به لحاظ سنی هم در شرایط مناسبی جهت ازدواج قرار دارند.
6.بلوغ اقتصادی:
فردی که میخواهد وارد زندگی مشترک شود باید تا حدوی از خانوادهاش از نظر مالی مستقل شده باشد و به آنها وابسته نباشد و تا بتواند امورات مالی خانه را به عهده گیرد. آقا باید شغل و منبع درآمد داشته باشد. بتواند مدیریت مالی انجام دهد و ولخرج یا خسیس نباشد و اهل پسانداز و آیندهنگری هم باشد. اینکه خانم هم شاغل باشد و منبع درآمد داشته باشد به توافق طرفین برمیگردد که پول خودش را در زندگی مشترک خرج کند یا خیر و مورد دیگر اینکه مسئولیت مالی خانواده را یکی از طرفین باید عهدهدار باشد.
7.بلوغ جنسی:
در کنار مهارتهای عاطفی که فرد باید برای ورود به زندگی مشترک داشته باشد، فرد بهتر است که اطلاعات لازم برای ورود به رابطه زناشویی را داشته باشد. چون نیازهای عاطفی و جنسی در رابطه زوجی لازم و ملزوم یکدیگرند. زوجین لازم است که خواستهها و انتظارات جنسی یکدیگر را مد نظر و در چارچوب خانواده آنها را تامین نمایند.
بنابراین بیش از اینکه سن خاصی برای ازدواج مد نظر باشد اینکه فرد چقدر از بلوغ برخوردار است و توان اداره کردن زندگی را دارد حائز اهمیت است.
معایب ازدواج در سن پائین:
ازدواج در سنین پائین دارای معایبی است که برخی از آنها عبارتند از:
- ازدواج در سن کم ممکن است چون فرد به هویت منسجم نرسیده باشد و هنوز به طور کامل به خودشناسی نرسیده باشد که بتواند تصمیم گیری کند که چه ملاکهایی برای ازدواج مدنظر دارد میتواند آسیب زننده باشد.
- نداشتن آمادگی ذهنی و فکری برای زندگی مستقل
- عدم سازگاری
- انعطاف پذیری پائین
- عدم گذشت و صبوری در مواجه با مشکلات و چالشهای زندگی زناشویی
- نداشتن مهارتهای ارتباطی لازم در تعامل با همسر و خانواده همسر، دوستان و اطرافیان
- نداشتن منبع درآمد و مشکلات مالی که به تبع روی زندگی خانوادگی هم تاثیرگذار میباشد.
- افزایش خطر جدایی به خاطر عدم تحمل در فشارهای زندگی
- ازدواج در سنین پایین به جهت کم تجربهگی، ممکن است باعث ضعف تدبیر و مانع از مدیریت بحران شود.
- با توجه به این که شخص در سنین پایین، ثبات عاطفی ندارد، ممکن است در انتخاب خود عاقلانه تصمیم نگیرد و بعد پشیمان شود.
- به طور معمول وابستگی افراد در سنین پایین به والدین بیشتر است و در صورت ازدواج، ممکن است زمینه دخالتهای آنان بیشتر فراهم شود و مشکلاتی را پدید آورد.
معایب ازدواج در سن بالا
تاخیر در ازدواج ممکن است مشکلاتی از این قبیل را پدید آورد:
- از بین رفتن شادابی دختر و پسر
- بالا رفتن سطح انتظارات و خواستهها
- کمالگرایی و در نظر گرفتن معیارهای سرسختانه
- از دست رفتن فرصتهای ازدواج به ویژه برای دختران
- فاصله سنی زیاد با فرزندان و ایجاد ضعف در مدیریت یا عدم درک متقابل در آینده
- مشکلات مربوط به فرزنددار شدن
- تاخیر در ازدواج، سبب سردرگمی و کلافگی شده و آرامش روانی انسان را از بین میبرد.
- افزایش احتمال انحرافات اخلاقی و جنسی.
به هر حال باید توجه داشت که اگر چه ازدواج را نميتوان محدود به سن خاصي کرد اما براي اين تصميم بزرگ يک دوره طلايي وجود دارد که زودتر يا ديرتر از آن اقدام کردن، شانس موفقيت را پايين ميآورد. همان گونه که طبیعت چهار فصل دارد، طبیعت زندگی انسان هم بهار، تابستان، پاییز و زمستان دارد و بهترین فصل برای ازدواج، بهار زندگی یعنی ابتدای جوانی است.
کفویت سنّی در ازدواج چیست؟
یکی از مصادیق در بحث کفویت و تناسب در ازدواج، تناسب سنّی دختر و پسر میباشد. اگر چه در این زمینه حکم کلی و قطعی دادن کمی غیر واقعی و بدون لحاظ استثنائات موفق خواهد بود، اما به نظر میرسد تناسب واقعی و کفویت سنّی دختر و پسر در ازدواج از یک قاعده کلی پیروی میکند و آن هم این که بهتر است سن پسر از دختر بالاتر باشد. رعایت این قاعده به داشتن یک زندگی مناسب و ایدهآل کمک بیشتری میکند. اما این بدان معنا نیست که اگر در مواردی سن دختر از پسر بالاتر بود و یا همسن بودند، زندگی آنها حتما و ناگزیر با بحران مواجه خواهد شد.

