مشاوره مذهبی ازدواج رسالت خود را در این تعریف نموده است که جایگاه ارزشها و باورهای دینی را در ازدواج و انتخاب همسر تبیین و تقویت نماید. در جلسات مشاوره پیش از ازدواج همواره یکی از سوالات طرفین ازدواج این است که نقش توکل به خدا و اعتماد به صفت رازق بودن خداوند چه جایگاهی در انتخاب همسر و ازدواج دارد؟ یک مشاور ازدواج مذهبی و خوب باید بتواند به درستی پاسخ این سوال را در اختیار مراجعان محترم قرار دهد. لذا در این یادداشت سعی داریم مباحثی را پیرامون موضوع رزق و صفات رازقیت خدا ارائه کنیم.
خداوند روزیرسان است!
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و ما من دابة فى الأرض إلا على الله رزقها و یعلم مستقرها و مستودعها کل فى کتب مبین؛ هیچ جنبنده اى در زمین نیست مگر اینکه روزى او بر خدا است، او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى داند، همه اینها در کتاب آشکارى (لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است.» (هود/ 6)
کلمه «رزق» که معادل فارسی آن روزی است؛ یعنی هر چیزى که موجودى دیگر را در بقاى حیات و زندگیاش کمک نماید، و در صورتى که آن رزق ضمیمه آن موجود و یا به هر صورتى ملحق به آن شود، حیاتش ادامه مىیابد؛ مانند غذایى که زندگی بشر و بقائش به وسیله آن ادامه پیدا مىکند. به این صورت که غذا داخل بدن انسان شده و جزو بدن او مىشود. همچنین مانند همسر که در ارضای غریزه جنسى آدمى او را کمک نموده و
مایهی ادامه نسل او مىگردد. اینگونه است هر چیزى که دخالتى در بقای موجودى داشته باشد، رزق آن موجود شمرده مىشود.
رزق و روزى که خداوند آن را به عهده گرفته و ضمانت نموده عبارت است از: سهم و نصیبى که باید به مخلوقات برسد تا بتوانند به وجود و بقاى خود ادامه دهند. البته تعهد و ضمانت الهى و رزّاقیت و روزى رسانى اى که به ذات اقدس پروردگار نسبت مىدهیم با ضمانتها و تکفّلهاى انسانى متفاوت است. اگر در قرآن کریم آمده: رزق و روزى هر جنبدهاى بر عهدهى خداوند است، باید در نظر داشت کسى که رزق جنبندگان را به عهده گرفته است اللَّه مىباشد نه یک مخلوق. اللَّه یعنى آن کس که آفرینندهى نظام هستى و خالق موجودات است و از این روى تعهد الهى با تعهد مخلوقى که جزئى از همین نظام مىباشد و تحت تأثیر موجودات این نظام است، تفاوت دارد. شناختن فعل خدا و رزّاقیت او، شناخت نظام عالم است. ما خود جزو عالمیم و مانند سایر اجزاى آن وظیفهاى داریم. البته وظایفى هم که ما دربارهى ارزاق و حقوق داریم و قانون خلقت یا قانون شریعت ما را به آنها موظف ساخته است از شئون رزّاقیت خداوند است. قوهى جذب و تغّذى که در گیاهان است، میلها و غریزههایى که در جانداران است و آنها را به سوى مواد غذایى رهنمون مىسازد، همه از مظاهر رزّاقیت حضرت حق است. خداست که هر جاندارى را به وسیله مجموعهاى از میلها و رغبتها مسخّر کرده تا به دنبال هر آنچه نیاز دارد برود و براى ارضاى این میلها در تلاش باشد. همین اندیشه و تلاش و کوشش زمینه ساز رزّاقیت خداوند است و رزّاقیت اوست که روزى و روزى خوار، رزق و مرزوق را عاشق یکدیگر قرار داده و در پى هم روانه کرده است. پیوستگى خاصى بین اجزاى هستى وجود دارد که آنها را به یکدیگر مرتبط مىسازد. تا زمانى که شخص در مرحلهى طفولیت است و قدرت به دست آوردن روزى خود را ندارد، روزى او به صورت آماده و مهیّا در اختیار او قرار مىگیرد و به تدریج که قدرت بیشترى پیدا مىکند و با کنجکاوى مىتواند رزق خود را به دست آورد، روزى او به آسودگى در اختیارش نخواهد بود، مثل این که روزى او را برداشته و در نقطهاى دور دست مىگذارند تا به سوى آن برود و آن را پیدا کرده و استفاده نماید. به طور کلى میان آمادگى روزى و مقدار توانایى روزى خوار و اندازهى هدایتى که براى رسیدن به روزى نصیب او شده است، تناسب وجود دارد و به همین جهت انسان نسبت به گیاهان و حیوانات موجودى عالىتر و برتر است و آنچه براى زندگى گیاهان و حیوانات کافى است براى او کافى نمىباشد. و لذا مسألهى تحصیل روزى او به گونهاى دیگر خواهد بود. به او عقل وعلم و فکر داده شده، وحى و نبوت به یارىاش آمده است و براى او وظایفى مقرّر شده و همهى اینها از شئون رزّاقیت خداوند است.
آن کس که انسان را در طبیعت آفریده و به او دندان داده است، نان یعنى مواد غذایى قابل استفاده را هم در طبیعت آفریده است. اندیشه و فکر و نیروى عمل و تحصیل و حس انجام وظیفه را نیز در اختیار او قرار داده است و همهى اینها – همراه هم – مظهر رزّاقیت خداوند است.
انواع رزق و روزی در دنیا
رزق و روزى بر دو قسم است. رزقى که به سراغش مىرویم و رزقى که به سراغمان مىآید.
“رزق طالب” (که به سراغ ما مىآید) رزقى است که همواره ما را تعقیب مىکند حتى اگر از آن فرار کنیم. ما را رها نمىسازد چنان که رهایى از چنگال مرگ ممکن نیست. “لواَنَّ ابن آدم فرّمن رِزقه کمایفّر من الموت لادرکه کمایدرکه الموت” (منتخب میزان الحکمه، روایت شماره 2564)
این گونه رزق، ریشه در قضاى الهى دارد و هیچگونه تغییر و تحوّلى در آن صورت نمىگیرد. در این زمینه مرحوم علامه طباطبایى مىفرماید: روزى و روزى خوار متلازم یکدیگرند و معنا ندارد که روزى خوار در مسیر زندگى طالب بقا باشد اما رزقى براى او نباشد، نیز ممکن نیست رزقى تحقق پیدا کرده باشد و روزى خوارى در بین نباشد و نیز رزق از مایحتاج روزى خوار افزون باشد و از این روى رزق بخشى از قضاى الهى است.
“رزق مطلوب” (که به سراغش مىرویم) رزقى است که براى طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب نماییم و شروط و علل لازم وصول به آن را مراعات نماییم، چنین رزقى را به دست مىآوریم. و در واقع تلاش ما در جهت رسیدن به این روزى، “جزئی از علت” است و اگر در کنار دیگر علتهاى آماده شدهى از عالم غیب قرار گیرد، مسلماً دست یابى به آن حتمى است. در این باره مولا امیرالمؤمنین على علیه السلام مىفرماید: “طلب نمایید روزى را که مضمون و متعدّد است اما براى طالب آن”.(منتخب میزان الحکمه، روایت شماره 2555)
همان گونه که طلب بدون ضمانت بى معنا است، تضمین رزق نیز بدون طلب (در روزى مطلوب) ناممکن است. و به همین جهت از دو قسم روزى که از ناحیه خداى بزرگ براى بندگان معین گشته است، قسمى بدون قید و شرط و (رزق طالب) و قسمى دیگر مشروط است (روزى مطلوب). روزى بى قید و شرط در هر شرایطى انسان را طلب مىنماید و تا پیمانهى قابلیت انسان از این گونه رزق پُر نگردد، اجل و مرگ وى فرا نمىرسد. به فرمودهى رسول مکرم اسلام صلى الله علیه وآله: “هیچکس نمىمیرد تا آنکه رزقش کامل شود”(همان ، روایت شماره 2561)
ولى روزى مطلوب و مشروط، حتمیّت و ضرورتش مشروط به انجام برخى امور و در نظر گرفتن بعضى مسایل است که بدون ترتیب و انجام شرایط محقق نمىگردد.
روزى طالب و محتوم همان روزى وجود و هستى، عمر، امکانات و محیط خانواده و استعداد و… است که از ناحیهى این قسم روزى، توان و نیروى لازم و دقت و هوشیارى براى تلاش و انجام کار پدید مىآید و در سایهى این امور دَرِ روزى مطلوب و مشروط گشوده مىگردد. در روزى مطلوب هر کس به شکلى باید دست نیاز – همراه با جدیّت و تلاش – به سوى رزّاق مطلق (حضرت حق) بلند کند؛ حتى طفل شیرخوار که تلاشش همان گریه و ناله و فریاد است. در پس این گونه افعال به روزى مطلوبش (شیر مادر) دست پیدا مىکند. اما چون در بستر رشد بالید و به مقطعى بالاتر رسید، تلاش و جدیّت او شکلى دیگر پیدا مىکند و به صورت تفکر و اندیشه و فعل و حرکت اعضا و جوارح نمود مىیابد و کمیّت و کیفیت روزى نیز تغییر مىکند.
روزی طالب و محتوم
حاصل سخن اینکه، در پى روزى طالب و محتوم و بى قید و شرط، تلاش و اندیشه و کار و فعالیت آفریده مىشود و در پى تلاش و فعالیت و طلب، روزى مطلوب و مشروط پدیدار مىگردد. روزى محتوم و طالب، قابل تغییر و تحوّل و کاهش و فزونى نیست. نه حرص انسان حریص آنها به جریان مىاندازد و نه افسردگى انسان بى میل آن را باز مىدارد. اما بسته به چگونگى انجام مقدماتِ روزى مطلوب و کیفیت ترکیب و چینش آنها روزى مطلوب را مىتوان کاهش یا افزایش داد. براى نمونه حُسن نیّت و دوام بر طهارت از جمله امورى است که روزى مطلوب را افزایش مىدهد.
فردى از رسول مکرم اسلام صلى الله علیه وآله سؤال نمود که دوست مىدارم که روزى من توسعه یابد، حضرت صلى الله علیه وآله فرمودند: “دوام بر طهارت داشته باش تا روزى تو افزون گردد” (همان، روایت شماره 2574)
امام على علیه السلام فرمودند: “کسى که نیّتش نیکو باشد، روزىاش زیاد مىشود”(همان، روایت شماره 2579)
صفات اخلاقى تاثیر عمیقی در زندگى فردى و اجتماعى انسانها دارد که این مسئله در روایات به آن پرداخته شده است از جمله: در حدیثى از امام علی (ع) میخوانیم: «فى سعة الاخلاق کنوز الارزاق؛ گنجهاى روزیها، در اخلاق خوب و گسترده، نهفته شده است» (بحار، ج 75، ص 53). در حدیث دیگر از امام صادق (ع) مى خوانیم: «حسن الخلق یزید فى الرزق؛ حسن خلق، روزى را زیاد مى کند» (بحار، ج 68، ص 396).
و نیز در احادیث متعددى درباره تاثیر سوء خلق در ایجاد نفرت اجتماعى و پراکندگى مردم و تنگى معیشت و سلب آرامش و آسایش مطالب فراوانى آمده است. در حدیثى از على (ع) مى خوانیم: «من ساء خلقه ضاق رزقه؛ کسى که اخلاقش بد باشد، روزى او تنگ مى شود!». و نیز از همان حضرت آمده است که فرمود: «من ساء خلقه اعوزه الصدیق والرفیق؛ کسى که بد اخلاق باشد دوستان و رفیقان او پراکنده مى شوند و او را رها مى کنند». باز از همان حضرت آمده است: «سوء الخلق نکد العیش وعذاب النفس؛ اخلاق بد موجب سختى و تنگى زندگى و ناراحتى روح و وجدان مى شود».
پس بر ما لازم است بعد از آن که رابطهى روزى و روزى خوار را دانستیم و آشنا شدیم که وسایلى براى رسیدن روزى به روزى خوار آفریده شده و وظیفهاى نیز براى تحصیل آن متوجه ماست، کوشش کنیم و دریابیم که بهترین و سالمترین راه براى رسیدن به روزى چیست و قواى خود را در آن راه بکار گیریم و به خداوند که خالق این راه است توکل کنیم.