خیلی دوستش داشت آنقدر که با همان لحن عاشقانه که در خانه داشت و بین دو نفرشان حاکم بود در میان جمع صدایش میکرد.
همین باعث شده بود که خواهر و برادر رضا حساس شده بودند و درحالیکه لبخند کجی به هم میزدند زیر لب میگفتند سارا جون ملوس خودم پیشی خودم… و درنهایت میزدند زیر خنده.
سارا اصلاً این جو را دوست نداشت و همین شده بود سوهان روحش… او یکجاهایی احساس میکرد رضا میخواهد عشقش را فریاد بزند
عدم مدیریت عشق بیاندازهی رضا به او حالا داشت میشد عاملی برای شروع مشاجرههایشان…
شاید اگر من یا تو یا هر دختر دیگری بود به حال سارا غبطه میخورد و یک خوش به حالش سوزناک از ته دل میکشید…
اما حقیقتا عشق بدون احترام زیباییهایش را از دست خواهد داد.
اگرچه صمیمیت و محبت بین زن و شوهر هیچگاه نباید تعطیل شود اما نباید رنگ و بوی اعلام کردن را به خود بگیرد و یا باعث توجه غیر شود.
عشق باید احترام بیافریند نه اینکه آن را به مسلخ ببرد.