چرا شناخت حساسیتهای همسر مهم است؟
سالها طول کشید تا بفهمم همسرم روی چه چیزهایی حساس است. تا وقتی که با تذکرها و دلخوریهای پیدرپی مواجه نشدم، نمیدانستم بعضی از رفتارهای سادهی من، چقدر میتواند او را آزار دهد. هر بار بحث، خستگی، سکوت، فاصله…
همهی اینها نتیجهی ندانستن بود؛ ندانستن دنیای درونی کسی که قرار بود شریک زندگیم باشد.
وقتی دیر فهمیدم…
هیچوقت این حساسیتها را با من در میان نگذاشته بود، نه روزهای خواستگاری و نه دوران نامزدی. حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم اگر همان ابتدا با چند سؤال درست، به این موضوعها پرداخته بودیم، چقدر از وقت، انرژی و حتی عشقمان حفظ میشد.
ای کاش من، آن روزها، با ذهنی جستوجوگر و پرسشگر، پیگیر حساسیتهایش میبودم.
از وقتی دانستم، سعیام را بیشتر کردم…
حالا که بعد از چند سال، بالاخره حساسیتهای همسرم را شناختهام، سعی میکنم همیشه رعایتشان کنم. چرا؟ چون فهمیدم اگر خلافش رفتار کنم، وارد یک چرخهی لج و ناراحتی میشویم که چیزی جز فرسودگی ذهن و دل، برای هر دوی ما ندارد.
کاش کسی اینها را زودتر به من گفته بود…
گاهی دوست دارم تجربههایم را بنویسم، مثل یک مجله. شاید کسی که در ابتدای راه است، بتواند از این حرفها بهره بگیرد. شاید یک زوج، وقتشان را صرف درک هم کنند، نه بحثهای تکراری و فرساینده.
نکات کاربردی برای زوجها:
-
در دوران خواستگاری و نامزدی، حتما دربارهی حساسیتهای رفتاری از هم سؤال کنید.
-
هر واکنش تند، یک زنگ خطر است: پشت آن حتما یک حساسیت یا تجربه پنهان شده.
-
احترام به حساسیت همسر، یعنی احترام به احساسات، خاطرات و امنیت درونی او.
-
اگر نمیدانی همسرت به چه چیزی حساس است، با دقت در دعواها و ناراحتیها، میتوانی رد آنها را پیدا کنی.